netahgel

سایت خبری، سرگرمی و آموزشی نت آنجل

ارکان و غیر ارکان نماز : شرح کامل واجبات و ارکان نماز

ارکان و غیر ارکان نماز : شرح کامل واجبات و ارکان نماز

ارکان و غیر ارکان نماز

 

« واجبات نماز »
واجبات نماز يازده چيز است :
اول : نيّت.    دوم : قيام.    سوم : تكبيرة الاحرام يعنى گفتن « اللّه اكبر » در اول نماز . چهارم: ركوع .        پنجم : سجود .     ششم : قرائت .    هفتم : ذكر .    هشتم : تشهد. نهم : سلام .    دهم : ترتيب .        يازدهم : موالات ، يعنى پى در پى بودن اجزاء نماز .
« ۵۶ » بعضى از واجبات نماز ركن است، يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد، يا در نماز اضافه كند، عمدا باشد يا اشتباها، نماز باطل مى شود. و بعضى ديگر ركن نيست، يعنى اگر عمدا كم يا زياد شود، نماز باطل مى شود و چنانچه اشتباها كم يا زياد گردد، نماز باطل نمى شود.


و اركان نماز پنج چيز است:
اول : نيت. دوم : تكبيرة الاحرام. سوم : قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع، يعنى ايستادن پيش از ركوع. چهارم : ركوع. پنجم : دو سجده.

 

نيّت
« ۵۷ » انسان بايد نماز را به نيت قربت ، يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد و لازم نيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلاً به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر مى خوانم قربةً الى اللّه ، بلكه همين قدر كه انگيزه انسان از اين كار نماز خواندن براى خدا باشد در تحقق نيت كافى است. ولى بهتر و افضل اين است كه نيت نماز را از قلب خود بگذراند مگر اين كه نزديك به حد وسوسه برسد .
« ۵۸ » اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيت كند كه چهار ركعت نماز مى خوانم و معين نكند ظهر است يا عصر و تصميم هيچ كدام از اين دو را نداشته باشد نماز او باطل است . و نيز كسى كه مثلاً قضاى نماز ظهر بر او واجب است ، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد نماز قضا يا نماز ظهر را بخواند، بايد نمازى را كه مى خواند، در نيت معين كند بنا بر احوط .

    « ۵۹ » انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقى باشد، پس اگر در بين نماز به طورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مى كنى ؟ نداند چه بگويد ، نمازش باطل است .
« ۶۰ » انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند، پس كسى كه ريا كند، يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش بنابر احوط باطل است، خواه فقط براى مردم باشد، يا خدا و مردم هر دو را در نظر بگيرد.
« ۶۱ » اگر قسمتى از نماز را هم براى غير خدا به جا آورد، نماز باطل است، چه آن قسمت، واجب باشد مثل حمد و سوره و چه مستحب باشد مانند قنوت، و چه از افعال نماز باشد يا از قبيل دعا و ذكر باشد، مگر اين كه از چيزهايى باشد كه شرط صحيح بودن نماز است ولى قصد قربت در انجام آن لازم نيست، مثل پوشاندن عورت.
« ۶۲ » اگر كسى مثلاً خواست نماز ظهر بخواند ولى موقع شروع در نماز اشتباها بجاى لفظ ظهر لفظ عصر به زبان او آمد يااين كه در قلبش به جاى ظهر مثلاً عصر اشتباها خطور كرد ولى انگيزه او از اين عمل نماز ظهر بود، مانعى ندارد و نماز او صحيح است.
« ۶۳ » عدول نيت از نافله به فريضه و بالعكس جايز نيست و در صورت عدول در مورد اول، نماز نه نافله حساب مى شود و نه فريضه ولى در مورد دوّم بعضى از موارد استثناء شده است، چنانچه در مسائل نماز جماعت خواهد آمد.

 

قيام ( ايستادن )
« ۶۴ » قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام بنا بر ظاهر و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى گويند ركن است . ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند، نمازش صحيح است .
(۱۵۶)
« ۶۵ » اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد اول بايستد و سپس به ركوع رود و اگر بدون اين كه بايستد، به حال خميدگى به ركوع برگردد، چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده ، نماز او باطل است .
« ۶۶ » موقعى كه ايستاده، بايد بدن را عمدا حركت ندهد و به طرفى خم نشود و به جايى تكيه نكند ولى اگر از روى ناچارى باشد، يا در خم شدن براى ركوع پاها را حركت دهد اشكال ندارد.
« ۶۷ » اگر موقعى كه ايستاده، از روى فراموشى بدن را حركت دهد، يا به طرفى خم شود، يا به جايى تكيه كند، اشكال ندارد ولى در قيامِ موقعِ گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى هم باشد، بنابر احتياط واجب، بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند.
« ۶۸ » احتياط واجب آن است كه در موقع ايستادن، هردو پا روى زمين باشد، ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هردو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد. و اگر ايستادن صدق كرد و از روى فراموشى روى يك پا قرار گرفت نمازش باطل نيست، گرچه محل احتياط است.
« ۶۹ » كسى كه مى تواند درست بايستد لازم است پاها را طورى گشاد نگذارد كه به حال ايستادن معمولى نباشد ولى اگر بگويند ايستاده است و يا از روى فراموشى پاها رابيش از متعارف باز كرد نمازش باطل نمى شود ، گرچه محل احتياط است .
« ۷۰ » حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد و ساير حالات اشكال ندارد .
« ۷۱ » اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود ، بايد بنشيند و اگر از نشستن هم ، به همه اقسامش عاجز شود، بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
« ۷۲ » انسان تا مى تواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند مثلاً كسى كه در موقع ايستادن بدنش حركت مى كند، يا مجبور است به چيزى تكيه دهد، يا بدنش را كج كند، يا خم شود، يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد به هر طورى كه مى تواند ايستاده نماز بخواند، ولى اگر به هيچ صورتى نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.

    « ۷۳ » اگر كسى نمى تواند هم بايستد و هم ركوع و سجود را انجام دهد، بلكه يا بايد بايستد و براى ركوع و سجود اشاره كند و يا بنشيند و ركوع و سجود را بدون اشاره انجام دهد، بنا بر اظهر بايد صورت اول را اختيار كند.
« ۷۴ » انسان تا مى تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هرطور كه مى تواند بنشيند و اگر به هيچ صورتى نمى تواند بنشيند ، بايد به پهلوى راست بخوابد ، و اگر نمى تواند ، بنا بر احوط به پهلوى چپ بخوابد ؛ و اگر آن هم ممكن نيست ، به پشت بخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد و اگر آن هم ممكن نيست به هرصورتى كه ممكن است نماز بخواند ولى تا حدّ امكان طورى باشد كه نزديكتر به نماز كسى كه به طور عادى ايستاده نماز مى خواند باشد و گرنه بايد نزديكتر به نماز كسى كه ايستاده نمى خواند، با رعايت مراتبى كه گفته شد باشد.
« ۷۵ » كسى كه نشسته نماز مى خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد، و ركوع را ايستاده به جا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.
« ۷۶ » كسى كه نشسته نماز مى خواند اگر در بين نماز بتواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى تواند، ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته، بايد چيزى نخواند.
« ۷۷ » كسى كه خوابيده نماز مى خواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند ، بايد مقدارى را كه مى تواند، نشسته بخواند؛ و نيز اگر مى تواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى تواند، ايستاده بخواند. ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
« ۷۸ » كسى كه مى تواند بايستد اگر بترسد كه به سبب ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد، مى تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مى تواند خوابيده نماز بخواند.

 

تكبيرة الاحرام
« ۷۹ » گفتن « اَللّه اَكبَر » در اول هرنماز، واجب و ركن است و بايد بنا بر احوط حروف « اللّه » و حروف « اكبر » و دو كلمه « اللّه اكبر » را پشت سر هم بگويد و نيز بايد كسى كه مى تواند، اين دو كلمه را به عربى صحيح بگويد و اگر به عربى غلط بگويد، يا مثلاً ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست .
« ۸۰ » موقع گفتن تكبيرة الاحرام بايد بدن آرام باشد و اگر عمدا در حالى كه بدنش حركت دارد، تكبيرة الاحرام را بگويد باطل است و همچنين بنابر احتياط اگر سهوا يا از روى فراموشى باشد نيز باطل است.
« ۸۱ » كسى كه لال است يا زبان او مرضى دارد كه نمى تواند « اَللّه اَكبَر » را درست بگويد، بايد به هرطورى كه مى تواند بگويد و اگر هيچ نمى تواند بگويد براى تكبير بنا بر احوط با انگشت اشاره كند و اگر مى تواند، زبانش را هم حركت دهد.
« ۸۲ » مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز و تكبيرهاى بين نماز، دست ها را تا مقابل گوش ها يا مقابل صورت يا گونه ها يا مقابل پايين گردن، بالا ببرد. و نبايد دست ها را از مقابل گوش ها و سر بالاتر ببرد؛ و مستحب است در نماز جماعت امام تكبير را بلند و مأموم آهسته بگويد .

 

قرائت
« ۸۳ » در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه، انسان بايد اول سوره حمد و بعد از آن بنا بر احتياط در صورتى كه مى داند يا مى تواند ياد بگيرد، يك سوره تمام بخواند. و بنا بر اظهر اگر سوره ضُحى را مى خواند بايد سوره « الم نشرح » را هم به دنبال آن بخواند و اگر سوره فيل را خواند سوره قريش را هم بخواند.
« ۸۴ » اگر وقت نماز تنگ باشد، يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلاً بترسد كه اگر سوره را بخواند، دزد يا درنده، يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند؛ و اگر در كارى عجله داشته باشد به طورى كه اگر سوره را بخواند ضررى به او مى رسد، مى تواند سوره را نخواند.

    « ۸۵ » اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند و قصد او اين باشد كه سوره جزء نماز باشد نمازش باطل است، ولى اگر قصد او قرآن خواندن باشد مانعى ندارد و بعد از حمد يك سوره بنا بر احتياطى كه قبلاً ذكر شد مى خواند، و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند.
« ۸۶ » اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است ولى بايد دو سجده سهو به خاطر فراموش كردن قرائت بجا آورد.
« ۸۷ » اگر پيش از آن كه براى ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده، بايد بخواند. و اگر بفهمد سوره را نخوانده، بايد فقط سوره را بنا بر احتياطى كه گذشت بخواند ؛ ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و بعد از نماز دو سجده سهو به خاطر زياد شدن سوره بجا آورد ؛ و نيز اگر خم شود و پيش از آن كه به ركوع برسد ، بفهمد حمد و سوره، يا سوره تنها، يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
« ۸۸ » اگر در نماز يكى از چهار سوره اى را كه آيه سجده دارد، عمدا بخواند نمازش بنابر احتياط باطل است. ولى در نماز مستحبى خواندن يكى از آنها جايز است و در بين نماز سجده مى كند.
« ۸۹ » اگر اشتباها مشغول خواندن سوره اى شود كه سجده واجب دارد، چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد، بايد آن سوره را رها كند و بنا بر احتياط سوره ديگر بخواند، و اگر بعداز خواندن آيه سجده بفهمد، بايد بنا بر احتياط سوره ديگرى بخواند و بعد از نماز، سجده آن آيه اى كه سجده واجب داشته است بجا آورد.
« ۹۰ » اگر در نماز آيه سجده را بشنود، بنا بر احوط بعد از نماز سجده آن را بجا مى آورد و نمازش صحيح است.

    « ۹۱ » در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره منافقين بخواند بلكه احتياط مستحب در اين است كه بدون عذر اينها را ترك نكند؛ و اگر مشغول يكى از اينها شود، بنا بر احتياط واجب نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.
« ۹۲ » اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره « قل هو اللّه احد » يا سوره « قل يا أيُّها الكافرون » شود، نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر به نصف نرسيده، مى تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند.
« ۹۳ » اگر در نماز، غير سوره « قل هو اللّه احد » و « قل يا ايها الكافرون » سوره ديگرى بخواند، تا به نصف نرسيده مى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.
« ۹۴ » اگر مقدارى از سوره را فراموش كند يا از روى ناچارى، مثلاً به واسطه تنگى وقت يا جهت ديگر، نشود به هيچ وجه آن را تمام نمايد، مى تواند آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند، اگر چه از نصف گذشته باشد؛ و احتياط در اين است كه به سوره « قل هو اللّه احد » يا « قل يا ايها الكافرون » عدول نمايد و در ظهر جمعه به سوره جمعه و منافقين، اگر مانعى در كار نباشد .
« ۹۵ » بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند، مگر در ظهر جمعه كه مستحب است دو ركعت اوّل را بلند بخوانند.
« ۹۶ » زن مى تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود بايد آهسته بخواند، در صورتى كه شنيدن صداى او حرام باشد، مثلاً ترس فتنه و لذت بردن در بين باشد بنابر اظهر.
« ۹۷ » اگر در جايى كه بايد نماز را بلند بخواند عمدا آهسته بخواند، يا در جايى كه بايد آهسته بخواند عمدا بلند بخواند، نمازش باطل است؛ ولى اگر از روى فراموشى باشد ، يا مسأله را نداند و احتمال خلاف هم ندهد و ترديد در صحّت عملش نداشته باشد، به طورى كه قصد قربت از او حاصل بشود ، نمازش صحيح است و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده، بنابر اظهر لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند.

    « ۹۸ » اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتراز معمول صدايش را بلند كند، مثل آن كه آنها را با فرياد بخواند، نمازش بنا بر احتياط باطل است.
« ۹۹ » انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه به هيچ وجه نمى تواند صحيح آن را ياد بگيرد، بايد هر طور كه مى تواند بخواند و احتياط مستحب در آن است كه نماز را به جماعت بجا آورد.
« ۱۰۰ » كسى كه حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمى داند، و مى تواند ياد بگيرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد ياد بگيرد ؛ و اگر وقت تنگ است، دو صورت دارد : ۱ ـ اگر در يادگرفتن كوتاهى كرده، در صورتى كه عُسر و حرج نباشد بنا بر اظهر بايد نمازش را به جماعت بخواند، يا كسى بخواند و او هم همراه او بخواند يا اگر ممكن است از روى نوشته اى بخواند. ۲ ـ اگر كوتاهى نكرده بنا بر احتياط مستحب اين كارها را انجام دهد.
اگر كسى از قرآن هيچ نمى داند ، به مقدارى كه واجب است در نماز از قرآن بخواند تسبيح و تهليل و تكبير مى گويد.
« ۱۰۱ » اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را نداند، يا عمدا آن را نگويد يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد مثلاً به جاى « ض » ، « ظ » بگويد به طورى كه در زبان عربى بگويند آن حرف را تلفظ نكرده، و موافق هيچ يك از قرائت هاى هفتگانه نباشد؛ يا جايى كه بايد بدون زير و زبر خوانده شود، زير و زبر بدهد، يا تشديد را نگويد، نماز او باطل است بنا بر احتياط.
« ۱۰۲ » اگر زير و زبر كلمه اى را نداند بايد ياد بگيرد ولى اگر كلمه اى را كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست . ولى اگر نداند مثلاً كلمه اى با « س » است يا با « ص » بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند، مثل آن كه در « اهدنا الصراط المستقيم » ، مستقيم را يك مرتبه با سين و يك مرتبه با صاد بخواند، نمازش باطل است، مگر آن كه هر دو جور قرائت شده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند.
« ۱۰۳ » رعايت مدّى كه در يك كلمه واقع شده واجب است؛ يعنى اگر در كلمه اى « واو » باشد و حرف قبل از « واو » در آن كلمه پيش ( ضمّه ) داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه ( ء ) باشد، مثل كلمه سوء، بايد آن واو را مدّ بدهد يعنى آن را بكشد؛ و همچنين اگر در كلمه اى « الف » باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر ( فتحه ) داشته باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد، مثل جاء ، بايد الف آن را بكشد ؛ و نيز اگر در كلمه اى « ى » باشد و حرف پيش از « ى » در آن كلمه زير ( كسره ) داشته باشد و حرف بعد از « ى » در آن كلمه همزه باشد ، مثل جى ء ، بايد « ى » را با مد بخواند ؛ و اگر بعد از اين « واو » و « الف » و « ى » به جاى همزه ( ء ) حرفى باشد كه ساكن است يعنى زير و زبر و پيش ندارد، باز هم بايد اين سه حرف را با مدّ بخواند، مثلاً در « وَ لاَالضَّآلّينَ » كه بعد از الف حرف لام ساكن است بايد الف آن رابا مدّ بخواند .
« ۱۰۴ » وصل به سكون در نماز ـ بنابر اظهر ـ جائز است و وقف غير عمدى بر حركت، وضعا صحيح است و اعاده ندارد و احوط آن است كه بدون عذر وقف به حركت ننمايد و معناى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمه اى را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد، مثلاً بگويد « الرحمنِ الرحيمِ » و ميم الرحيم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد « مالك يوم الدين » . و معناى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگويد « الرحمنِ الرحيمْ » و ميم الرحيم را زير ندهد و فورا « مالك يوم الدين » را بگويد.
« ۱۰۵ » تنوين اگر به كلمه اى كه با يكى از حروف « ى ، ر ، م ، ل ، و ، ن » شروع مى شود برسد، ادغام كند، يعنى نون را به آن حرف تبديل كند و با تشديد بگويد و نون ساكن اگر به يكى از آنها برسد، احتياط مستحب است كه ادغام كند.
« ۱۰۶ » در ركعت سوم و چهارم نماز مى تواند فقط يك حمد بخواند، يا سه مرتبه تسبيحات اربعه بگويد يعنى سه مرتبه بگويد : « سُبحانَ اللّه وَ الْحَمدُ للّه وَ لااِلهَ اِلاَّ اللّه وَ اللّه اَكبَر » ؛ و اگر يك مرتبه هم تسبيحات اربعه را بگويد بنا بر اقوى كافى است ولى سه مرتبه فضيلت بيشتر دارد و موافق احتياط است؛ و مى تواند در يك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات بگويد و بهتر است در هردو ركعت تسبيحات بخواند .

    « ۱۰۷ » در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.
« ۱۰۸ » بر مرد و زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند.
« ۱۰۹ » اگر در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنا بر احتياط واجب بايد « بسم اللّه » آن را هم آهسته بگويد .
« ۱۱۰ » كسى كه نمى تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند، بايد در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند.
« ۱۱۱ » اگر در دو ركعت اول نماز به خيال اين كه دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد، چنانچه پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر در ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.
« ۱۱۲ » اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اين كه در دو ركعت اول است حمد بخواند، يا در دو ركعت اول نماز با گمان به اين كه در دو ركعت آخر است حمد بخواند، چه پيش از ركوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحيح است.
« ۱۱۳ » اگر در ركعت سوم يا چهارم مى خواست حمد بخواند ولى تسبيحات به زبانش آمد، يا مى خواست تسبيحات بخواند ولى حمد به زبانش آمد بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند. ولى اگر عادتش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده، و در خزانه قلبش آن را قصد داشته مى تواند همان راتمام كند ونمازش صحيح است.
« ۱۱۴ » كسى كه عادت دارد در ركعت سوم و چهارم تسبيحات بخواند اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند.
« ۱۱۵ » مستحب است در ركعت اول پيش از خواندن حمد، آهسته بگويد : « أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم » ، و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، « بسم اللّه الرحمن الرحيم » را بلند بگويد . و نيز مستحب است حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هرآيه وقف كند ، يعنى آن را به آيه بعد نچسباند، و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آيه توجه داشته باشد، و اگر نماز را به جماعت مى خواند، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فُرادى مى خواند، بعد از آن كه حمد خودش تمام شد، بگويد : « الحمد للّه ربّ العالمين » ، و بعد از خواندن سوره « قل هو اللّه أحد » يك يا دو مرتبه « كَذلِكَ اللّه رَبّي » يا سه مرتبه « كَذلِكَ اللّه رَبُّنا » بگويد، و بعد از خواندن سوره كمى صبر كند بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد يا قنوت را بخواند .

 

ركـوع
« ۱۱۶ » در هرركعت بعد از قرائت بايد به اندازه اى خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع مى گويند .
« ۱۱۷ » اگر به اندازه ركوع خم شود ، ولى دست ها را به زانو نگذارد اشكال ندارد .
« ۱۱۸ » هرگاه ركوع را به طور غير معمول به جا آورد ، مثلاً به چپ يا راست خم شود ، اگر چه دست هاى او به زانو برسد ، صحيح نيست .
« ۱۱۹ » ركوع بايد با قصد باشد اگرچه بعد از خم شدن پديد آيد ، پس اگر به قصد كار ديگر مثلاً براى كشتن جانورى خم شود، و قصد ركوع بعد از خم شدن به وجود آمد بنا بر اظهر كافى است .
« ۱۲۰ » كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد، مثلاً دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مى رسد؛ يا زانوى او پائين تر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد، بايد به اندازه معمول خم شود .
« ۱۲۱ » كافى بودن هرذكرى كه خواست بگويد در ركوع خالى از وجه نيست . ولى احتياط مستحب آن است كه سه مرتبه « سُبحانَ اللّه » يا يك مرتبه « سُبحانَ رَبِّىَ الْعَظيم وَ بِحَمْدِه » بگويد .
« ۱۲۲ » در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد. و آرام گرفتن بدن در حدّى كه بگويند آرام گرفت داخل در ركن ركوعى است و زائد بر آن مثل خود ذكر ركوع، داخل در ركن نيست، اگرچه واجب است.

    « ۱۲۳ » اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى گويد، بى اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود بايد بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذكر را بگويد ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود، يا انگشتان را حركت دهد اشكال ندارد.
« ۱۲۴ » اگر نتواند به مقدار ذكر در ركوع بماند، در صورتى كه بتواند پيش از آن كه از حد ركوع بيرون رود ذكر را بگويد، بايد در آن حال تمام كند.
« ۱۲۵ » اگر بدن به واسطه مرض و مانند آن در ركوع آرام نگيرد نماز صحيح است ولى بايد پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود ذكر واجب را بگويد.
« ۱۲۶ » هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود، بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند، و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند بايد به هر اندازه مى تواند خم شود، و اگر هيچ نتواند خم شود بايد با سر اشاره نمايد و اگر آن هم ممكن نشد با چشم، به وسيله بستن براى ركوع و باز كردن براى برخاستن از ركوع اشاره نمايد و اگر ازاين هم عاجزاست بايد در قلب، نيّت ركوع كند و ذكرآن را بگويد.
« ۱۲۷ » كسى كه نمى تواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع فقط مى تواند در حالى كه نشسته است كمى خم شود، يا در حالى كه ايستاده است با سر اشاره كند؛ بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد.
« ۱۲۸ » بعد از تمام شدن ذكر ركوع، بايد راست بايستد و بعد از آن كه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمدا پيش از ايستادن، يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است.
« ۱۲۹ » اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آن كه بسجده برسد، يادش بيايد، اگر به قصد ركوع خم شده بود و مختصر مكثى در ركوع كرد؛ فقط قيام بعد از ركوع را انجام نداده، بنا بر اين برمى گردد و آن قيام را به جا آورده و به سجده مى رود و الاّ بايد ايستاده و بعد به ركوع رود؛ و احتياط مستحب است اگر فراموش كردن ركوع قبل از خم شدن باشد، نماز را دو مرتبه بخواند ؛ و چنانچه به حالت خميدگى به ركوع برگردد، نمازش باطل است.

    « ۱۳۰ » مستحب است پيش از رفتن به ركوع در حالى كه راست ايستاده تكبير بگويد و در ركوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگه دارد و گردن را بكشد و مساوى پشت نگه دارد و بين دو قدم را نگاه كند و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آن كه از ركوع برخاست و راست ايستاد، در حال آرامى بدن بگويد : « سَمِعَ اللّه لِمَنْ حَمِدَه » ، و در حال ركوع بلكه در تمام احوال نماز، گذاشتن دست ها در زير همه لباس ها مكروه است .
« ۱۳۱ » مستحب است در ركوع زن ها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.

 

ارکان و غیر ارکان نماز : شرح کامل واجبات و ارکان نماز
ارکان و غیر ارکان نماز

سجـود

    « ۱۳۲ » نماز گزار بايد در هرركعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از ركوع دو سجده كند و سجده آن است كه پيشانى و تمام كف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارند.
« ۱۳۳ » بنا بر احتياط مقدار پيشانى كه به زمين گذاشته مى شود نبايد كمتر از مقدار پهناى يك ناخن باشد، گرچه كفايت مطلق گذاشتن پيشانى روى زمين بدون تعيين مقدار ، خالى از وجه نيست ، و در صورت رعايت احتياط در مقدار سجده گاه ، يعنى پهناى يك ناخن، احوط اتصال اين مقدار از زمين است به همديگر؛ پس سجود بر دانه هاى تسبيح متعارف خلاف احتياط است.
« ۱۳۴ » دو سجده روى هم يك ركن است كه اگر كسى در نماز واجب عمدا يا از روى فراموشى هر دو را ترك كند، يا دو سجده ديگر به آنها اضافه نمايد، نمازش باطل است.
« ۱۳۵ » اگر عمدا يك سجده كم يا زياد كند، نماز باطل مى شود، و اگر سهوا يك سجده كم كند حكم آن بعدا گفته خواهد شد.
« ۱۳۶ » اگر پيشانى را عمدا يا سهوا بر زمين نگذارد، سجده نكرده است، اگر چه جاهاى ديگر به زمين برسد. ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد و سهوا جاهاى ديگر را به زمين نرساند، يا سهوا ذكر نگويد سجده صحيح است.

    « ۱۳۷ » كفايت هرذكرى كه در سجده بگويد خالى از وجه نيست. ولى احتياط مستحب آن است كه سه مرتبه « سُبحانَ اللّه » يا يك مرتبه « سُبحانَ رَبِّىَ الاْءعلى وَ بِحَمْدِه » بگويد و مستحب است « سبحان ربّى الأعلى و بحمده » را سه يا پنج يا هفت مرتبه بگويد .
« ۱۳۸ » در سجود بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد. و اگر نتوانست به اندازه ذكر واجب آرامش بدن داشته باشد، اصل وجوب ذكر ساقط نمى شود، و اگر به هيچ وجه بدنش آرام نمى گيرد احوط اين است كه نماز ديگرى هم بخواند و سجده آن را با اشاره انجام دهد و منظور از آرامش بدن، توقف و مكث بين سر گذاشتن و برداشتن است.
« ۱۳۹ » اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد عمدا ذكر سجده را بگويد، يا پيش از تمام شدن ذكر عمدا سر از سجده بردارد، نماز باطل است.
« ۱۴۰ » اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد، سهوا ذكر سجده را بگويد و پيش از آن كه سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه كرده بايد دوباره در حال آرام بودن، ذكر را بگويد.
« ۱۴۱ » اگر بعد از آن كه سر از سجده برداشت، بفهمد كه پيش از آرام گرفتن بدن ذكر را گفته ياپيش از آن كه ذكر سجده تمام شود سربرداشته نمازش صحيح است.
« ۱۴۲ » موقعى كه ذكر سجده را مى گويد بايد تمام هفت عضو روى زمين باشند و از زمين برداشته نشوند ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست، اگر غير پيشانى جاهاى ديگر را از زمين بردارد و دوباره بگذارد اشكال ندارد.
« ۱۴۳ » اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده سهوا پيشانى را از زمين بردارد نمى تواند دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند. ولى اگر جاهاى ديگر را سهوا از زمين بردارد، بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.
« ۱۴۴ » بعد ازتمام شدن ذكر سجده اول بايد بنشيند تا بدن آرام بگيرد و بعد به سجده رود.

    « ۱۴۵ » جاى پيشانى نمازگزار از محل ايستادن او در قيام و محل دو انگشت بزرگ پا در موقع سجده به اندازه يك خشت كه چهار انگشت بسته است بايد بلندتر نباشد و احتياط در اين است كه پايين تر از چهار انگشت بسته هم نباشد.
« ۱۴۶ » در زمين سراشيب كه سراشيبى آن درست معلوم نيست، بايد جاى پيشانى نماز گزار از جاى انگشتهاى پا بيش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد و بنا بر احتياط بايد پايين تر نيز نباشد.
« ۱۴۷ » اگر پيشانى را سهوا به چيزى بگذارد كه از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندى آن به قدرى است كه نمى گويند در حال سجده است، مى تواند سر را بردارد و به چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است بگذارد، و مى تواند سر را كم كم بكشد تا به روى آنچه به اندازه چهار انگشت يا كمتر است برسد ؛ و اگر بلندى آن به قدرى است كه مى گويند در حال سجده است احتياط واجب آن است كه پيشانى را از روى آن بكشد تا به روى چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است برسد ، و اگر كشيدن پيشانى ممكن نيست ، بنا بر احتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند .
« ۱۴۸ » بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده مى كند چيزى نباشد پس اگر مُهر به قدرى چرك باشد كه پيشانى به خود مُهر نرسد، سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مُهر تغيير كرده باشد اشكال ندارد.
« ۱۴۹ » در سجده بايد تمام كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد. و اگر پشت دست ممكن نباشد، بايد مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند، بايد تا آرنج هر جا را كه مى تواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست، گذاشتن بازو كافى است.
« ۱۵۰ » در سجده بايد سر دو انگشت بزرگ پاها رابه زمين بگذارد و اگر روى انگشت بزرگ پا يعنى طرف ناخن و يا پشت آن را هم به زمين بگذارد كافى بودنش خالى از وجه نيست ولى خلاف احتياط است . و اگر فقط انگشت هاى ديگر پا ، يا روى پا را به زمين بگذارد ، يا به واسطه بلند بودن ناخن ، سر شست به زمين نرسد نماز باطل است .

    « ۱۵۱ » كسى كه مقدارى از شست پايش بريده، بايد بقيه آن رابه زمين بگذارد ، و اگر چيزى از آن نمانده، يا اگر مانده خيلى كوتاه است، بايد بقيه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد، بايد هرمقدارى از پا باقى مانده به زمين بگذارد.
« ۱۵۲ » مهر يا چيز ديگرى كه بر آن سجده مى كند، بايد پاك باشد ولى اگر مثلاً مُهر را روى فرش نجس بگذارد، يا يك طرف مُهر نجس باشد و پيشانى را به طرف پاك آن بگذارد اشكال ندارد.
« ۱۵۳ » كسى كه فراموش كرده كه موضع سجده او نجس بوده و يا نمى دانسته و بعد از نماز فهميده، در صورتى كه قصد قربت داشته، نمازش صحيح است، و اگر در بين نماز فهميد، اگر در حال سجده است پيشانى را از موضع نجس كم كم بكشد تا به موضع پاك برسد و اگر بعد از سجده فهميد ، سجده هاى گذشته صحيح است .
« ۱۵۴ » اگر محل سجده منحصر در نجس شد، سقوط شرطيت طهارت خالى از وجه نيست؛ و اگر امر دائر است كه به محل نجس سجده كند يا بر لباس پاك، تخيير خالى از وجه نيست و در صورتى كه اميد برطرف شدن عذر را دارد، احوط تأخير نماز براى آخر وقت است.
« ۱۵۵ » اگر موضعى كه پيشانى بر آن گذاشته مى شود نجس باشد و حالت سرايت هم نداشته باشد ولى قسمتى از آن به مقدارى كه براى سجده لازم است پاك باشد، سجده بر آن كفايت مى كند.
« ۱۵۶ » اگر در روى پيشانى دمل و مانند آن باشد، چنانچه ممكن است بايد با جاى سالم پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست بايد زمين را گود كند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد بر زمين بگذارد .
« ۱۵۷ » اگر دمل يا زخم تمام پيشانى را گرفته باشد بايد به يكى از دو طرف پيشانى سجده كند و احتياط در اين است كه اگر طرف راست ممكن است آن را بر طرف چپ پيشانى مقدم بدارد و اگر ممكن نيست به چانه و اگر به چانه هم ممكن نيست بايد با سر اشاره كند و اگر آن هم نشد با بستن و باز كردن چشمها سجده را انجام دهد.

    « ۱۵۸ » كسى كه نمى تواند پيشانى رابه زمين برساند بايد به قدرى كه مى تواند خم شود و مُهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است، ولى بايد بنابر احتياط كف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمين بگذارد.
« ۱۵۹ » كسى كه هيچ نمى تواند خم شود ، براى سجده بايد سر را به قصد سجده خم كند و براى برخاستن از سجده، سر را بلند كند واگر اين هم ممكن نشد، به قصد سجده چشم را مى بندد و به قصد برخاستن، چشم را باز مى كند و لازم نيست در اين صورت بقيه اعضا يعنى كف دست و زانو و انگشت بزرگ پا روى زمين باشد، گرچه اين كار در صورت امكان موافق احتياط است.
« ۱۶۰ » اگر پيشانى بى اختيار از جاى سجده بلند شود، چنانچه در موقع سجده استقرار پيدا كرده بود و حالا مى تواند خود را نگه دارد و به سجده برنگردد، بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد، و اين يك سجده حساب مى شود، چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه، و اگر نتواند سر را نگه دارد و بى اختيار دوباره به جاى سجده برسد، روى هم يك سجده حساب مى شود و اگر ذكر نگفته باشد بايد بگويد. و اگر استقرار پيدا نكرده بود حتى اگر مى تواند خود را نگه دارد، بايد به سجده برگردد و روى هم يك سجده حساب مى شود و بايد ذكر را بگويد، و اگر سجده اول است يك سجده ديگر بجا آورد.
« ۱۶۱ » اگر روى چيزى كه بدن روى آن آرام نمى گيرد سجده كند باطل است ولى روى تشك يا چيز ديگرى كه بعد از سر گذاشتن و مقدارى پايين رفتن آرام مى گيرد ، سجده اشكال ندارد .
« ۱۶۲ » در ركعت اول و سوم كه تشهد ندارد مثل ركعت سوم نماز ظهر و عصر و عشاء ، اگر بعد از سجده دوم بدون آن كه مقدارى بنشيند براى ركعت بعد برخيزد ، بنا بر اظهر نمازش صحيح است. ولى بنا بر احتياط مستحب بعد از سجده دوم بايد قدرى بى حركت نشسته و بعد برخيزد.
« ۱۶۳ » مستحب است تكبير گفتن در موقع رفتن به سجده و بعد از سربرداشتن از آن، و مستحب است در حال تكبير دستها را بلند كند؛ و براى مرد مستحب است در موقع سجده رفتن، دست ها را زودتر از زانوها بر زمين بگذارد و در موقع بلند شدن براى قيام، زانوها را زودتر از دست ها از زمين بردارد و زن در حال رفتن به سجده، اول زانوها را به زمين مى گذارد بعد دست ها را، و مستحب است در حال سجده بينى نيز به خاك و يا هر چه سجده بر آن جايز است گذاشته شود و بين دو سجده دعاهايى كه وارد شده بخواند، مثل استغفار و مانند آن و مستحب است در بين دو سجده به حال تورّك بنشيند ( يعنى بر ران چپ بنشيند و قدم راست را بر كف قدم چپ بگذارد ) و برروى دو پا نشستن مكروه است، و براى زن مستحب است نشستن بر نشيمنگاه و بالا آوردن زانوها و چسباندن ران ها به يكديگر، و همچنين مستحب است نمازگزار در وقت بلند شدن براى ايستادن بگويد : « بِحَولِ اللّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقعُدْ » .

چيزهايى كه سجده بر آنها صحيح است
« ۱۶۴ » بايد بر زمين و چيزهاى غيرخوراكى و پوشاكى كه از زمين مى رويَد ، سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست . و منظور از خوراكى ، چيزهايى است كه خام يا پخته آن عادتاً خورده مى شود، پس سجده بر گندم و جو و نخاله آنها كه در ضمن خورده مى شود صحيح نيست، ولى سجده بر پوست برنج و خربزه و هندوانه و انار، حتى در حال اتصال مانعى ندارد، و همچنين سجده بر گياهان دارويى كه اختصاص به مريض دارد و به هيچ وجه از آن در حال سلامت استفاده نمى شود جايز است ، و سجده بر تنباكو و مانند آن ، كه خوراكى نيست جايز است به خلاف مثل قهوه و چاى . و منظور از پوشاكى چيزى است كه عادتاً پوشيده مى شود ولو بعد از ريسيدن و بافتن، مثل پنبه و كتان و كنف، ولى سجده بر برگ درختان و چوب ها و آنچه كه از چوب ساخته مى شود و حصير و بادبزن و امثال آن جايز است.
« ۱۶۵ » سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا، نقره، عقيق و فيروزه و مرمر اصيل باطل است و اما سجده كردن بر سنگ هاى معدنى مانند سنگ مرمر معمولى و سنگ هاى سياه بنا بر اظهر اشكال ندارد .

    « ۱۶۶ » سجده بر چيزهايى كه از زمين مى رويَد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه صحيح است.
« ۱۶۷ » سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است در آن شهرها جايز نيست، و بنا بر احتياط در شهرهاى ديگر نيز كه خورده نمى شود، سجده نكنند و نيز سجده بر ميوه نارس صحيح نيست.
« ۱۶۸ » بنا بر اظهر سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است، بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مى شود سجده كرد.
« ۱۶۹ » اگر كاغذ را از چيزى كه سجده برآن صحيح است مثلاً از كاه ساخته باشند، مى شود بر آن سجده كرد و جواز سجده بر كاغذى كه احتمال دارد از چيزهايى درست شده باشد كه سجده بر آن جايز نيست ، مورد تأمل است ، لذا احتياطا سجده ننمايند .
« ۱۷۰ » براى سجده، بهتر از هرچيز تربت حضرت سيد الشهداء عليه السلام مى باشد، بعد از آن خاك است.
« ۱۷۱ » اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد، يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمى تواند بر آن سجده كند، بايد به لباسش كه از كتان يا پنبه است، سجده كند وگرنه اگر از چيز ديگر است بر همان چيز سجده كند، و اگر آن هم نيست بايد بر پشت دست و چنانچه آن هم ممكن نباشد به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد بنا بر اظهر، و اگر آن هم نشد، تا نزديك زمين خم مى شود و يا اين كه با اشاره سر سجده مى نمايد.
« ۱۷۲ » سجده بر گِل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمى گيرد، اگر بعد از آن كه مقدارى فرو رفت آرام بگيرد اشكال ندارد.
« ۱۷۳ » اگر در سجده اول، مهر به پيشانى بچسبد و بدون اين كه مهر را بردارد دوباره به سجده رود، اشكال ندارد اگر چه خلاف احتياط است.
« ۱۷۴ » اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى كند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد، بايد نماز را بشكند و اگر وقت تنگ است، بايد به لباسش اگر از پنبه يا كتان است سجده كند و اگر از چيز ديگر است بر همان چيز و اگر آن هم ممكن نيست بر پشت دست، و اگر آن هم نمى شود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

    « ۱۷۵ » هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اگر ممكن باشد بايد پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه سجده بر آن صحيح است بكشد و اگر وقت تنگ است، به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد عمل كند.

 

سجده واجب قرآن
« ۱۷۶ » در هريك از چهار سوره : « سجده » ( سوره ۳۲ ) ، « فصّلت » ( سوره ۴۱ ) ، « نجم » ( سوره ۵۳ ) ، « علق » ( سوره ۹۶ ) ، يك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا به آن گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آيه، بايد فورا سجده كند؛ و اگر فراموش كرد هروقت يادش آمد بايد سجده نمايد .
« ۱۷۷ » اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مى خواند، از ديگرى هم بشنود ، چنانچه گوش داده دو سجده نمايد و اگر به گوشش خورد، يك سجده كافى است اگر چه احتياط در دو سجده است. و اگر انسان چند دفعه آيه سجده را شنيد و يا خود قرائت كرد اگر بعد از اولى سجده كرد واجب است باز هم براى دفعات بعد سجده كند؛ و اگر سجده نكرد بنابر احتياط واجب براى هر قرائت يا شنيدن آيه سجده كند.
« ۱۷۸ » در غير نماز اگر در حال سجده آيه سجده را بخواند يا به آن گوش بدهد بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.
« ۱۷۹ » اگر آيه سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، بشنود، يا از ضبط صوت بشنود لازم نيست سجده نمايد، ولى اگر از وسيله اى كه مثل بلندگو صداى خود انسان را مى رساند بشنود، واجب است سجده كند.
« ۱۸۰ » در وجوب سجده براى كسى كه آيه سجده را مى شنود، فرق نمى كند كه قرائت كننده مكلف باشد يا نباشد، و آنكه قرائت كننده خودش هم سجده كند يا نكند، و آنكه صحيح قرائت كند يا غلط، اما به صورتى كه معلوم و مشخص باشدكه آيه سجده را تلاوت كرده، و همين طور فرق نمى كند كه به صورت حرام، مثل غنا بخواند يا نه، و آنكه شنيدن به صورت حرام باشد مثل التذاذ از صداى اجنبيه يا نه ، و باز هم فرق نمى كند كه وقت گوش دادن بداند كه به آيه سجده گوش مى دهد و يا بعد از گوش دادن بفهمد آيه سجده بوده است. و اما اگر قرائت كننده طفل غيرمميز باشد و يا از شخص خواب بشنود سجده واجب نمى شود و همچنين است اگر شنونده كلمات و حروف را تشخيص ندهد و فقط همهمه اى بشنود.
« ۱۸۱ » در سجده واجب قرآن بايد نيت سجده كردن را داشته باشد و مكان هم مباح باشد و طورى باشد كه اگر مردم ديدند، بگويند سجده كرد، ولى ساير شرايطى كه در سجده نماز معتبر است لازم نيست مانند پوشانيدن عورت و پاك بودن مُهر يا چيزى كه بر آن سجده مى كنند و بلندتر نبودن محل سجده از محل پا و گذاشتن دست ها و زانوها و نوك انگشتان بزرگ پا بر زمين و مانند اينها، اگر چه رعايت اين امور مورد احتياط است .
« ۱۸۲ » هرگاه در سجده واجب قرآن پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد ، اگر چه ذكر نگويد كافى است ، و گفتن ذكر مستحب است ، و بهتر است بگويد :
« لاإلهَ اِلاّ اللّه حَقّا حَقّا لااِلهَ اِلاّاللّه ايمانا وَ تَصْديقا لااِلهَ اِلاّ اللّه عُبودِيّةً وَ رِقّا سَجَدْتُ لَكَ يا رَبِّ تَعَبُّدا وَ رِقّا لامُسْتَنكِفا وَ لامُسْتَكْبِرا بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَليلٌ ضَعيفٌ خائِفٌ مُسْتَجير » .

 

تشهّد
« ۱۸۳ » در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب و ركعت سوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن تشهّد بخواند، و ذكر تشهد بنا بر احتياط عبارت است از :
« اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاّ اللّه وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمّدا عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ أللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد » .
« ۱۸۴ » كلمات تشهّد بايد به عربى صحيح و به طورى كه معمول است پشت سر هم گفته شود.
« ۱۸۵ » كسى كه تشهد را نمى داند واجب است ياد بگيرد، و در تنگى وقت در صورتى كه نتواند از غير خود متابعت كند و يا از روى نوشته بخواند، ترجمه آن را به زبان خودش، بخواند و اگر از ترجمه هم عاجز بود ذكر يا ترجمه ذكرى را به جاى آن بخواند.
« ۱۸۶ » اگر تشهّد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهّد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهد را بخواند و بقيه نماز را مطابق معمول بخواند سپس بعد از اتمام نماز دو سجده سهو براى ايستادن بى جا و دو سجده سهو براى قرائت يا تسبيحات زيادى در صورتى كه خوانده باشد نيز بجا آورد؛ و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد ، بايد نماز را مطابق معمول تمام كند و بعد از سلام نماز، تشهد را قضا كند و بنا بر احتياط واجب براى تشهّد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.
« ۱۸۷ » مستحب است در حال تشهّد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به كف پاى چپ بگذارد و پيش از تشهد بگويد : « اَلْحَمْدُ لِلّهِ » يا بگويد : « بِسمِ اللّه وَ بِاللّه وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ خَيْرُ الاَْسْماءِ لِلّهِ » و نيز مستحب است دست ها را بر ران ها بگذارد و انگشت ها را به يكديگر بچسباند و به دامان خود نگاه كند و بعد از تمام شدن تشهّد بگويد : « وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَه » .

سلام نماز
« ۱۸۸ » بعد از تشهّد ركعت آخر نماز ؛ در حالى كه نشسته و بدن آرام است بايد سلام نماز را بگويد و مستحب است ابتدا بگويد : « اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَكاتُه » و بعد از آن بايد بگويد : « اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللّه الصّالِحِين » . و يا اين كه بگويد : « اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ » و بنا بر اظهر ، مستحب است بلكه موافق احتياط است كه بعد از آن بگويد : « وَ رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَكاتُه » . و بهتر آن است كه هرسه سلام را به ترتيبى كه ذكر شد بگويد .

ترتيب
« ۱۸۹ » اگر عمدا ترتيب نماز را بهم بزند، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند، يا سجود را پيش از ركوع بجا آورد، بنابر احتياط نماز باطل مى شود.
« ۱۹۰ » اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً پيش از آن كه ركوع كند دو سجده نمايد؛ نماز باطل است.
« ۱۹۱ » اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست بجا آورد، مثلاً پيش از آن كه دو سجده كند تشهّد بخواند، بايد ركن را بجا آورد و آنچه را اشتباها پيش از آن خوانده دوباره بخواند.
« ۱۹۲ » اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد ، مثلاً حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود ، و در ركوع يادش بيايد كه حمد را نخوانده ، بايد بگذرد و نمازش صحيح است .
« ۱۹۳ » اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و آن هم ركن نيست بجا آورد ، مثلاً حمد را فراموش كند و سوره را بخواند ، چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد ، بايد آنچه را فراموش كرده بجا آورد ، و بعد از آن ، چيزى را كه اشتباها جلوتر خوانده دوباره بخواند .

 

موالات
« ۱۹۴ » انسان بايد نماز را با موالات بخواند، يعنى كارهاى نماز مانند ركوع و سجود و تشهد را پشت سر هم بجا آورد و چيزهايى را كه در نماز مى خواند به طورى كه معمول است پشت سر هم بخواند و اگر به قدرى بين آنها فاصله بيندازد كه نگويند نماز مى خواند، نمازش باطل است.
« ۱۹۵ » اگر در نماز سهوا بين حرفها يا كلمات فاصله بيندازد و فاصله به قدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود، چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آن حرفها يا كلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول ركن بعد شده باشد، نمازش صحيح است و احتياط در اين است كه بدون عذر و سهو از پى در پى آوردن مسامحه نكند اگر چه طورى نيست كه موالات را به هم بزند .
« ۱۹۶ » طول دادن ركوع و سجود و خواندن سوره هاى بزرگ، موالات را به هم نمى زند. مگر آن قدر طول بدهد كه وقت نماز فوت شود. مثل عمدا خواندن سوره بزرگ در نماز صبح .

 

منبع :سایت آیت الله بهجت

پاسخی بگذارید