برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی : زندگی نامه و منتخب سروده های کیوان هاشمی

برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی : زندگی نامه و منتخب سروده های کیوان هاشمی

برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی

 

در هفدهم آبان هزار و سیصد و بیست و نه هجری شمسی در روستای ساقی آباد نیشابور دیده به جهان گشودم. پدرم، شادروان سید حسین کیوان هاشمی، از نخستین فرهنگیان نیشابور و مدیر دبستان شاهپور، اولین دبستان نیشابور بوده است.
پدر خود را در سن دو سالگی از دست دادم. دوران دبستان را در روستای ساقی آباد سپری کردم. و سپس برای ادامه تحصیل به نیشابور رفتم. دوران راهنمایی را در نیشابور و دوران دبیرستان را در مشهد سپری کردم. نبودن پدر و نداشتن برادر و عمو و دایی و پشتیبانی که بتواند به او تکیه کنم، مرا را در همان سالهای نخست نوجوانی ناگزیر به پذیرش مسولیت های سنگین یک خانواده پرجمعیت کرد. از سن 15 سالگی سرودن را آغاز کردم.
در دوره دبیرستان، در مسابقه شعر استان خراسان موفق به کسب رتبه اول استان شدم و جایزه خود را که یک جلد نفیس از دیوان عماد خراسانی بود از دست شاعر بزرگ عماد خراسانی دریافت کردم.
سروده ها و نوشته هایم، نخستین بار در سال 1345 در روزنامه های محلی آفتاب شرق،خراسان، نور ایران و سپس در روزنامه های سراسری اطلاعات و کیهان چاپ شد.
در سال 1355 اولین اثر غیر منظومم با نام ” نیشابور” که پژوهشی درباره تاریخ شهر نیشابور بود با هزینه شهرداری نیشابور به چاپ رسید.
در کنکور سراسری سال 1358 علیرغم استعداد شعری و ادبی ام در رشته فیزیک کاربردی دانشگاه خورارزمی (تربیت معلم سابق) پذیرفته شدم و برای ادامه تحصیل راهی تهران شدم. به علت انقلاب فرهنگی که در آن سالها پیش آمد ، وقفه ای 5 ساله در تحصیلاتم به وجود آمد. و سرانجام در سال 1367 موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته فیزیک کاربردی شدم. در سال 1368،در مقطع تحصیلات تکمیلی در رشته مهندسی مخابرات دانشگاه شرکت مخابرات پذیرفته شدم و همزمان در دانشکده شرکت مخابرات به عنوان مدرس مشغول به تدریس الکترونیک شدم. در سال 1376 به دلیل داشتن افکار مخالف از دانشکده شرکت مخابرات اخراج شدم. همچنین در سالهای 1368 تا 1372 به عنوان مشاور فنی شهرداری تهران مشغول به کار بوده ام.

بار دیگردر سال 1378 از دنیای ترانزیستور و آی سی به دنیای شعر و ادبیات بازگشتم و  در دنیای شعر و ادب، تخلص ” کیوان” را برای خود برگزیدم.

آثار من عبارتند از:

” نیشابور” ( سال 1348) چاپ پارت مشهد، با سرمایه شهرداری نیشابور

“سیستم های کنترل از راه دور” (سال 1369) چاپ و سرمایه دانشکده شرکت مخابرات.

“دو جلد کتاب در زمینه ادبیات کودکان” با نام های “قو قو لی” انتشارات عباسی 1381و “قوقولی و شیر مادر” ، ناشر خودم (کیوان)، 1383

” ترکه و تبر” : (سال 1384)، مجموعه شعر( تیراژ 5000 جلد) ناشر کیوان (خودم) ، چاپ دوم سال 1385 ( تیراژ 3000 جلد) ناشر شرکت تعاونی کارآفرینان فرهنگ و هنر ،چاپ سوم 10 سال است در انتظار مجوز چاپ از سازمان فرهنگی ارشاد است.

” بوی باران تازه” : مجموعه شعر، در انتظار مجوز

” خط خطی های من” : مجموعه نثر، در انتظار مجوز

“خدابنده”:   که مجوز چاپ آن از سوی سازمان ارشاد توقیف شده است.

ترجمه” ماجراهای فیلیستی” اثر ” ادوارد تریر” که سازمان فرهنگی ارشاد به آن مجوز چاپ نداده است

ویراستاری مجموعه شعر” بی هم نفس” به قلم شبنم زربخش.

 

برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی : زندگی نامه و منتخب سروده های کیوان هاشمی

 

برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی

 

كند موسم سفر باشد
ساربان، خفته بي خبر باشد
بوي باران تازه مي آيد
نكند بوي چشم تر باشد
سخني از وفا شنيده نشد
نكند گوش خلق، كر باشد
نكند عشق در برابر عقل
دست از پا درازتر باشد
نكند در قلمرو احساس
كاسه از آش داغتر باشد
نكند پرده چون فرو افتد
داستان، داستان زر باشد
زير اين نيم كاسه هاي قشنگ
نكند كاسهاي دگر باشد
دختر گلفروش ما، نكند
يار لات سر گذر باشد
نكند قصه ي گل و بلبل
همه پايين تر از كمر باشد
نكند آن كه درس دين مي داد
از خدا، پاك بي خبر باشد…
نكند خطبه هاي قطره ي آب
در دل سنگ، بي اثر باشد
نكند گفته هاي آیينه
از دهانش بزرگتر باشد
ايستادن چو سرو در اين باغ
نكند پاسخش تبر باشد
نكند نان به نرخ روز شود
چامه، كبريت بي خطر باشد…  مرتضی کیوان هاشمی

———————————————–

برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی

 

کاش در روی زمین، ظلم از آغاز نبود !
زندگي، اين همه پيچيده و پر راز نبود
صحبت از بستن و زنجير نمي كرد كسي
كاش در حد قفس، وسعت پرواز نبود!
جوجه ها كاش ز پرواز نمي ترسيدند !
آسمان در قرق قرقي و شهباز نبود
محتسب كار به مستان گذرگاه نداشت
كاش جز ميكده ها جاي دگر باز نبود !
كاش دستي كه سبوهاي خرابات شكست،
غافل از آه جگر سوز سبو ساز نبود !
صحبت از خوب و بد زاغ و زغن نيست، ولي!
بلبلي با زغني كاش هم آواز نبود !
شعلهاي كاش نمي سوخت پري را، هرگز !
از ازل شمع چنين دلبر و طناز نبود
باغ در چنبره ي خار، گرفتار نبود
كاش در مسلك نيكان، سخن از ناز نبود !
كاش «كيوان» به مدار دگري مي چرخيد !
كاش در چرخه ما غمزه و غماز نبود ! مرتضی کیوان هاشمی

————————————

برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی

 

كركس و كفتار دارد باغ ما
تا بخواهي، مار دارد باغ ما
بلبلان از باغ ما كوچيده اند
جاي بلبل، سار دارد باغ ما
باغ پهلویی، ببین! گل کرده است
گل ندارد، خار دارد باغ ما
بر دلش داغ بهاران مانده است
حسرت ديدار دارد باغ ما
برخلاف آنچه مردم گفته اند
باغبان، بسيار دارد باغ ما
بوي باروت است جاي بوي گل
وحشت كشتار دارد باغ ما
در ميان دهكده پيچيده است :
ديو آدمخوار دارد باغ ما
باغ، تا باغي شود بار دگر
صد هزاران كار دارد باغ ما
وصف باغ ما، به «كيوان» رفته است
يك جهان اسرار دارد باغ ما مرتضی کیوان هاشمی

 

—————————————

برگزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی

 

كوك كن ساعتِ خويش !
اعتباري به خروسِ سحري نيست دگر
دير خوابيده و برخاسـتنـش دشـوار است
كوك كن ساعتِ خويش !
كه مـؤذّن ، شبِ پيـش ،
دسته گل داده به آب …
و در آغوش سحر رفته به خواب!
كوك كن ساعتِ خويش !
رفتگر مُرده و اين كوچه دگر،
خالي از خِش خِشِ جارويِ شبِ رفتگر است
كوك كن ساعتِ خويش !
ماكيان ها همه مستِ خوابند
شهر هم،..
خوابِ اينترنتيِ عصرِ اتم مي بيند
كوك كن ساعتِ خويش !
كه در اين شهر ، دگر مستي نيست
كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از ميكده برمي گردد،
از صداي سخن و زمزمه ي زيرِ لبش برخيزي
كوك كن ساعتِ خويش !
اعتباري به خروسِ سحري نيست دگر ،
و در اين شهر سحرخيزي نيست
و سـحر نـزديك است… مرتضی کیوان هاشمی
ملّت از غم رها نشد كه نشد
دردهـامـان دوا نشد كه نشد
با طلسم و دعا و حيله و زور
رو به ره ، كارها نشد كه نشد
داستان است هرچه مي گويند
پارسي ، پارسا نشد كه نشد
صبر كرديم تا درست شود راستي !
پس چرا نشد كه نشد ؟
دوغ و دوشاب در گُذارِ زمان
آخر از هم جدا نشد كه نشد
هر چه گفتيم و ديگران گفتند
حق مطلب ادا نشد که نشد
گرچه يك عمر پادشاهي كرد
پادشه ، اين گدا نشد كه نشد…  مرتضی کیوان هاشمی

—————

منابع :

حکیمانه

وب سایت رسمی مرتضی کیوان هاشمی

پاسخی بگذارید