تغییر دین : چرا با توجه به وجود فطرت و نور خدا دین تغییر نمیکند

تغییر دین : چرا با توجه به وجود فطرت و نور خدا دین تغییر نمیکند

تغییر دین : چرا با توجه به وجود فطرت و نور خدا دین تغییر نمیکند

تغییر دین

تغییر دین

 

یکی از راه هایی که انسان می تواند به معرفت خداوند دست پیدا کند راه فطرت است. راه فطرت که از درون نورانیت را به انسان می بخشد و انسان را نورانی می کند راهی بسیار دل چسب و آرمان ساز است. برای اینکه انسان از این طریق به معرفت برسد باید اقداماتی بکند یعنی درون را صافی بکند و نفس را تزکیه بکند اما به هر حال راه بسیار مطلوب و متبوعی است.

 همانطور که گفتیم فطرت انسان دو عرصه و دو بُعد دارد. یکی در بُعد شناخت و معرفت است که اصطلاحاً به آن فطرت عقل گفته می شود که ریشه علوم بشر است و همه دانش ها و هم زبانی های بشر به خاطر وجود بذرهائی است که در عرصه فطرت عقل انسان موجود هستند .
دوم فطرت دل که گرایش ها و کشش هائی است که از درون، انسان را به سمت بعضی چیزها می کشد که به آن فطرت دل گفته می شود مثل خداخواهی، حقیقت جوئی، جمال دوستی، فضیلت خواهی و از این قبیل.
نتیجه فطرت دل می شود. خداگرائی فطری یعنی اینکه انسان به خدا علاقه دارد و فطرتاً عاشق خداست. این ندای فطرت انسان است که همواره از درون در گوش دل انسان طنین افکن است. اما گاهی ممکن است غبار غفلت روی هر دو بعد فطرت انسان را بگیرد به طوری که  هم فطرت عقل را منحرف بکند هم فطرت دل را.

تغییر دین : چرا با توجه به وجود فطرت و نور خدا دین تغییر نمیکند

تغییر دین

 

نظر اسلام درباره فطرت

 

بعضی مکاتب مادی دیگر هستند که منکر فطرت هستند . اسلام به شدت فطرت را قبول دارد و مدافع فطرت است . در واقع فطرت یکی از ریشه ای ترین و یکی از مهم ترین مباحث در زمینه معرفت شناسی اسلام است.

اما نکته ای که این مقاله به آن اشاره دارد نظر اسلام درباره فطرت و اهمیت این راه است. مکاتبی هستند که فطرت را قبول ندارند و مخالف فطرت هستند. به طور مشخص مارکسیسم فطرت را انکار می کند یا اگزیستانسیالیسم فطرت را قبول ندارد و بعضی مکاتب مادی دیگر هستند که منکر فطرت هستند. اسلام به شدت فطرت را قبول دارد و مدافع فطرت است . در واقع فطرت یکی از ریشه ای ترین و یکی از مهم ترین مباحث در زمینه معرفت شناسی اسلام است.
شهید مطهری رحمه الله علیه می فرمودند که بحث فطرت از امهات مباحث انسان شناسی اسلامی است و همین طور هم هست. اگر بحث فطرت حل شود تعلیم و تربیت اسلامی هم معنا پیدا می کند. بحث معاد هم کاملاً روشن می شود. گرایش های انسان را که نمی توان انکار کرد بلکه همه اینها کاملاً مفهوم و معنا پیدا می کند.
آیاتی در قرآن حکایت از فطری بودن دین و باورهای فطری و علاقه های فطری انسان دارد از جمله  آیه معروف که به اسم آیه فطرت هم در قرآن نام گذاری شده. آیه ۳۰ سوره مبارکه روم :

تا انسان، انسان است خداگراست. تا انسان، انسان است این گرایش هست . به همین دلیل دین هم ثابت و غیرقابل تغییر است.

« فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکنّ اکثر الناس لایعلمون» ، چهره ات را یکتا پرستانه به سوی دینی که خداوند انسان ها را بر اساس آن دین خلق کرده و آفریده استوار بدار و بدان که اکثر انسان ها بر حسب مقتضای فطرتشان گرایش به دین دارند گرچه اکثر انسان ها از این ندای فطرت در غفلت به سر می برند ».
« ذلک الدین القیم » آن دین استواری که پا برجاست چون فطرت پا برجاست. چون تبدیل و تغییری نیست این دین استوار و پا برجا همیشه خواهد بود ولی اکثر مردم از این مسئله غفلت دارند.

خلاصه سخن 

 

 این فطرت ، فطرتی است که خداوند متعال بر اساس آن دینش و خداگرائی را استوار کرده و همه انسان ها را بر اساس این فطرت سرشته است و آفرینش خدا هم تغییر نمی کند و همیشه همین طور خواهد بود.
تا انسان، انسان است خداگراست. تا انسان، انسان است این گرایش هست . به همین دلیل دین هم ثابت و غیرقابل تغییر است.

منبع : تبیان

Be the first to comment

پاسخی بگذارید