داستان زیبای دلخوری لاک پشت از خدا

داستان زیبای دلخوری لاک پشت از خدا

داستان زیبای دلخوری لاک پشت از خدا

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت. سنگ‌پشت،‌ ناراضی و نگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.
داستان زیبای دلخوری لاک پشت از خدا
کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی.من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ نا امیدی.خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست.

فقط‌ رفتن‌ است.حتی‌ اگر اندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،‌ تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی.خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی…

 

دلنوشته های خدایی جدید : دلنوشته خدا

گفتگوی ماهی با سلیمان نبی : داستان بسیار زیبا

ذکر لا اله الا الله : فضیلت ، شعر ، تصاویر لا اله الا الله

از دیدگاه امام صادق (ع) پیامبر اسلام (ص) چگونه است؟

شیطان در ماه رمضان غل و زنجیر می شود؟

حادیث دعا : هر که دعا کند مستجاب گردد

باب سوم فصل ششم حلیه المتقین : آداب بعد از طعام

شرح تاریخچه ولادت امام مهدی عجل الله فرجه

شرح چگونگی وفات حضرت زینب سلام الله علیها

دستورات ماههای رجب و شعبان و رمضان

تبریک تولد امام حسن مجتبی با بهترین پیامک ها

فرزند دار شدن : فوائد و آثار مثبت فرزندان در زندگی زن و شوهرها

دلنوشته های خدایی جدید : دلنوشته خدا

گفتگوی ماهی با سلیمان نبی : داستان بسیار زیبا

ذکر لا اله الا الله : فضیلت ، شعر ، تصاویر لا اله الا الله

منبع: ایران ناز

پاسخی بگذارید