netahgel

سایت خبری، سرگرمی و آموزشی نت آنجل

سوگنامه شهادت امام محمدباقر (ع)

سوگنامه شهادت امام محمدباقر (ع)

غروب دلگیر هجران

سوز غربت بقیع، بار دیگر تو را به سوی خود می خواند. در پهنه آسمان، غروبی دیگر رقم می خورد؛ غروبی تلخ و غم انگیز که درد و رنج دوری را با خود دارد. امشب، روح بلند بنیان گذار دانشگاه اسلامی و پاسدار امانت الهی، به سوی کهکشان ها اوج می گیرد و در بهشت برین، مهمان جدّش رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مادرش فاطمه علیهاالسلام می شود. امام علم و مهربانی خویشتن را آماده مهمانی دوست می کند. شهادت جانْ گداز و جانْ سوز شکافنده دانش ها، امام محمد باقر علیه السلام را بر همه شیعیان و عاشقانش تسلیت می گوییم.

استاد آسمانی

دوازده سپهر امامت، در مدت 270 سال، دانشگاه اسلامی را بنیان نهاده و توسعه دادند و معارف دین را منتشر کرده و آموختند.

مردم جهان، مانند دانشجوی تشنه کام در انتظار دانشی بودند که از سوی اهل بیت علیهم السلام به آن ها می رسید؛ امام محمد باقر علیه السلام نیز استادی آسمانی بود که چون مردم زمانه خود را آماده می دید، آموزش اصول دینی ـ حقیقی اسلام را آغاز کرده و دانش های فراوان و گوناگون دین را بیان فرمود و در دوران 19 ساله امامت خود، حکومت علمی خود را با کمال آرامش ادامه داده و تاریخ صد ساله اسلام را ـ از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله تا دوره خود ـ برای مردم تشریح فرمود و حقیقت های یک قرن گذشته دین را به آن ها آموخت.

دوران زندگانی امام باقر علیه السلام

دوران زندگی امام باقر علیه السلام به دو بخش تقسیم می شود؛ بخش یکم آن، دوران پیش از امامت ایشان است که به 35 سال می رسد و آن؛ دوره آرامش پدرش ـ حضرت امام سجاد علیه السلام ـ در مدینه بود و بخش دیگر، دوران 19 ساله امامت حضرت می باشد. زندگانی امام پنجم، دگرگونی بسیاری نداشت و با کمال آرامش، گذشت. امام علیه السلام ، این فراغت و فرصت را غنیمت شمرده و به ترویج دین و شعایر اسلامی و نشروگسترش معارف پرداختند؛ آن گونه که هزارها حدیث، از قول حضرت روایت شده است. در دوران زندگانی امام علیه السلام ، وضع مناسبی برای گسترش احکام دین و اسلام، به وجود آمد که دولت اموی، در اثر قیام حسین بن علی علیه السلام ، رو به ضعف و نابودی رفته و ایرانیان، که در فشار حکومت ستم گرانه اموی ـ به جرم دوستی با اهل بیت علیهم السلام ـ بودند، در برابر آن ها قیام می کردند.

زادروز

در اول ماه رجب سال 57 هجری قمری در بوستان امامت، گلی دیگر در خانه نبوت شکفته شد و به دین سان، پنجمین نور آسمان ولایت و هدایت، پای به عرصه هستی نهاد و جهان را به نور وجودی خویش روشن کرد تا دانش های زمانه را آن چنان موشکافانه بیان کند، که شگفتی همگان را برانگیزد. هنگام تولد، هاله ای از امام باقر علیه السلام ، چون امامان دیگر، پاک و پاکیزه به دنیا آمد و در دامان رسالت الهی پرورش یافت، تا در آینده، مسوولیت رهبری و پیشوایی جامعه را بنا به دستورات الهی، عهده دار شود و افکار مردم مسلمان را از تاریکی ابرهای مسموم اموی، بیرون آورده و آماده دریافت سیره و روش حقیقی دین نماید.

بانویی بزرگ، به نام فاطمه

معصوم هفتم، امام باقر العلوم علیه السلام ، و وصی پنجم رسول خدا صلی الله علیه و آله ، نخستین کسی است که هم از سوی پدر و هم از سوی مادر، علوی و هاشمی است. آن حضرت، از دامان پاکیزه زنی با نام «فاطمه»، دختر امام حسن مجتبی علیه السلام ، پای به عرصه هستی نهاد که او را «اُمّ عبداللّه » می گفتند؛ بانوی شرافت مند و بزرگ واری که امام صادق علیه السلام درباره اش فرمود: «جدّه ام صدیقه بود و در خانواده حضرت امام حسن علیه السلام ، زنی به درجه و مرتبه او نرسید». و این جمله، عظمت مقام این تربیت شده اسلام را نشان می دهد. بانوی ارجمندی که پدرش، همسرش و فرزندش، از ستارگان درخشان آسمان ولایت و امامت بودند. او که هم نام جدّه اش «فاطمه زهرا علیهاالسلام » بود، در رفتار و کردار نیز به آن بانوی بزرگ وار اقتدا کرده بود. این بانوی بزرگ اسلامی، در حفظ حقوق و آزادی زنان اسلام و تقوی و پرهیزگاری و گسترش تبلیغات عالی دین، تلاش فراوان داشته است.

نام، لقب، کنیه

نام شریف و مبارک امام باقر علیه السلام ، «محمد» است که امام سجاد علیه السلام ، به یاد جدّ بزرگوارشان، حضرت محمد صلی الله علیه و آله برایشان نهادند. آن برگزیده خدا را، که دانش های مذهبی را آن گونه که باید و شاید، گسترش داد، «باقرالعلوم»، به معنای شکافنده دانش ها می گفتند و این لقب مبارک را حضرت محمد صلی الله علیه و آله برای آن بزرگ وار تعیین کرده بودند. کنیه اش، «ابوجعفر اول» است؛ ـ امام جواد علیه السلام را «ابوجعفرثانی» می گویند ـ زیرا نام فرزند بزرگوارشانامام صادق علیه السلام ، «جعفر» بود.

فرزندان

درخت زندگی، با وجود فرزند، به بار می نشیند و آن گاه که خداوند، عنایت های ویژه اش را بر بندگان خود می فرستد، کودک را در زندگانی مشترک، به پدر و مادر اعطا می کند. «شیخ مفید رحمه الله »، تعداد فرزندان امام باقر علیه السلام را پنج پسر و دو دختر می داند که امام جعفر صادق علیه السلام و «عبداللّه »، از «امّ فروه»، دختر «قاسم بن محمد بن ابی بکر» به دنیا آمدند. برخی دیگر، تعداد فرزندان آن حضرت را نُه نفر ذکر کرده اند. به هرحال، امام جعفر صادق علیه السلام ، بزرگ ترین فرزند امام باقر علیه السلام بود که پس از آن حضرت، به مقام شامخ ولایت و امامت رسید و به اعتقاد همه دانشمندان نسل امامت، تنها از سوی امام صادق علیه السلام ادامه یافت.

یاران و اصحاب امام باقر علیه السلام

در مکتب امام باقر علیه السلام ـ که درود خدا و فرشتگان بر او باد ـ ، شاگردانی ممتاز و نمونه پرورش یافتند. در این زمان که شیعیان از آزادی نسبی برخوردار بودند، عده زیادی از آن ها بار سفر بستند و به مدینه آمدند تا از سرچشمه معارف و دانش های آن حضرت سیراب شوند. در دوران امام باقر علیه السلام ، گسترش نقل روایت ها و نشر معارف، بیش از زمان پدر و اجدادش رونق یافت و شاگردان امام، گفته های آن بزرگ وار را در سرزمین های اسلامی منتشر می کردند. «علامه مجلسی» در «بحارالانوار»، از «جابربن یزیدجُعْفی» روایت می کند که گفت: «گروه شیعه، اتفاق و اجتماع دارند بر این که فقیه ترین و دانشمندترین یاران حضرت باقر علیه السلام ، این چند تن بوده اند: زُرارَة بن أَعْیَن، ابوبصیر اسدی، فُضَیْل بن یَسار، محمد بن مسلم طائفی، بُرَیْد بن معاویه عِجلی».

مناقب حضرت باقر علیه السلام

از ویژگی های امام باقر علیه السلام این است که حالت های تمام موجودات جهان برْ ایشان عرضه شده بود. مظهر کمال آدمیت که امام است، از نام و نشانی همه آفریده های جهان آگاه است. چون مردم آن زمانه، از امامان معصوم علیهم السلام برهان و دلیل می خواستند، تصرف امام در عالم خلقت و سخن گفتن با حیوانات و سنگریزه ها و پرندگان و اقرار به ولایت امامان، توسط آن ها ـ حیوانات، سنگریزه ها و پرندگان ـ ، نشانه ای برای مردم بود. «جابر بن یزیدجُعْفی» از شاگردان امام باقر علیه السلام می گوید: «در سفر حج، با امام باقر علیه السلام ، بر شتری سوار بودم؛ مرغی آمد و بر چوب محمل نشست، خواستم او را بگیرم، امام فرمود: «ای جابر! اذیتش مکن، او به جوار ما پناه آورده و شکایت دارد.» عرض کردم: «چه می گوید؟» فرمود: «می گوید سه سال است در این کوه، بچه می گذارم و ماری آن را می خورد، دعا فرما خداوند آن ها را حفظ کند.»

عبادت و اطاعت از پروردگار

امام محمد باقر علیه السلام ، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضیلت و بینش بود که درجه علم و دانش او، بالاتر از فهم بشری بود. تمام عمر شریفش را به عبادت پروردگار گذرانید و در مقام تقوی و پارسایی، استوار و ثابت قدم بود. پیمانش با خدا، غیرقابل تردید، و فضیلت و کمالش، غیرقابل انکار می باشد.

پس از پدرش، امام سجاد علیه السلام ، از میان برادرانش، به مقام وصایت و امامت رسیده و در دانش و زهد، مشهورترین انسان، در میان عرب و عجم گردید.

دارای شهرت و فضیلت کافی و بزرگی مقام بود. قلبش صاف بود و کردارش پاک و روحی پیراسته و اخلاق نیکو داشت. نشانه های تقرّب به خداوند و پاکی برگزیدگان، در سیمایش آشکار، و فضیلت هایش بی شمار بودند. هنگام عبادت، بسیار می گریست و خضوع و خشوعش به درگاه خداوند، در زمان خود، زبان زد عام و خاص بود.

برتری علمی امام باقر علیه السلام

یکی از برگ های زرّین صفحه تاریخ بشر آن است که زندگانی علمی پیشوایان بزرگ بشریت را در بردارد و اسرار بزرگ واری آنان را برای همگان بازگو می کند. در دانش و برتری، هیچ کس توان برابری با امام باقر علیه السلام را نداشت؛ چرا که امام علیه السلام ، در مکتب ولایت و در خاندان و مهد نبوت و کانون وحی و قرآن، پرورش یافته بود. بسیاری ادعای آن داشتند تا با حضرت، مباحثه و مجادله و مناظره کنند و چون در محضر درس آن حضرت، زانو خم می کردند، به خضوع و خشوع، سر تسلیم و اعتراف فرودآورده و با ایمان و اعتقاد به برتری و حضرت، باز می گشتند.

چشمه های جوشان دانش و فنون و حکمت، از اندیشه های این نابغه دین می جوشید و می تراوید و اوراق زندگی اش، سراسر، سرشار از احادیث و روایت ها و کلمات قصار و نصیحت ها است.

گنجینه های فکری

شرایط و عوامل ویژه ای که در شکل گیری شخصیت هریک از امامان معصوم علیهم السلام ، به فراخور دین الهی و چارچوب فکری و عملی آنان وجود داشته، موجب شد که یکایک امامان بزرگ وار، از بالاترین درجات و مراحل شخصیت اسلامی، برخوردار باشند. امام پنجم علیه السلام ، از نظر ژرف نگری در مسایل فکری و عظمت موقعیت علمی، چه در عقاید و فقه و تفسیر و حدیث و چه در دیگر زمینه های معرفت، نسبت به هم دوره های خود، در مرتبه ای قرار داشت که مایه شگفتی گذشتگان و آیندگان است. گفته اند، شخصی از «عبداللّه بن عمر خطاب» ـ دانشمند عصر امام باقر علیه السلام ـ پرسشی کرد. و «عبداللّه »، از پاسخ، درماند و آن شخص را نزد امام باقر علیه السلام راهنمایی کردو به او گفت: «مرا از پاسخ او آگاه ساز» آن مرد، پرسش خود را از امام پرسید و پاسخ را به عبداللّه گفت. عبداللّه ، خطاب به آن مرد گفت: «آنان از خانواده ای اندیشمند و دانا هستند».

گستردگی مکتب امام باقر علیه السلام

با مراجعه دقیق به آن چه که از کتاب های سیره، از آن امام حفظ کرده اند، به قلّه های بلندی در تمدن اسلامی برمی خوریم که همه آن ها، از سرچشمه زلال معارف اهل بیت علیهم السلام سیراب گشته اند. چهره های برجسته دین و باقی مانده صحابه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و بزرگان و پیشوایان فقهی مسلمانان، از امام باقر علیه السلام روایت نقل کرده اند. کسانی که به فراگیری معارف، از آن حضرت و نشر آن اقدام کرده اند، دو گروه بودند؛ گروه اول، شاگردان صحابی حضرت بودندکه از افتخار هم زیستی و همراهی با امام را بهره مند شده و اندیشه ها و احادیث امام را مانند یک شاگرد، فراگرفته و به آن پایبند بودندو گروه دوم، دیگر روایتْ گران، اندیشمندان، محدثان و تفسیرگرانی بودند که معارف اسلامی را در زمینه های گوناگون، از آن حضرت دریافت می نمودند. محفل درس آن امام، اختصاص به گروهی ویژه نداشته و به اندازه ای گسترده بود، که اقشار مختلف مردم، از اندیشه ناب اسلامی امام باقر علیه السلام ، بهره ای فراوان داشتند.

کاروان اصلاح

راه و روش هر یک از امامان علیهم السلام ، برای اصلاحات فکری و عملی در میان مردم، به شیوه خاص خود بود، که براساس شرایط و اوضاع واحوال زمانه آن امام بود. اقدام ها و تلاش های امامباقر علیه السلام که پس از شهادت امام سجاد علیه السلام ، وظیفه ها و مسؤولیت رهبری جامعه را برعهده گرفته بود و تنها کسی بود که شایستگی لازم، جهت به دست آوردن این مقام را داشت، در زمینه های علمی و گسترش علم ودانش حقیقی و ناب اسلام، بسیار فراوان بود؛ تا آن جا که او را «شکافنده نخستین و واپسین دانش ها» دانسته اند.

امام باقر علیه السلام ، مشعل هدایت و اصلاح را در نوزده سال آخر عمر مبارک و شریف خود، بر دوش کشید و گام های اصلاحی اش را بر اساس شرایط سیاسی زمان خود برداشت. امام علیه السلام ، با به کارگیری سیاست آموزشی پربار و تأثیرگذار خود، به دگرگون ساختن ساختار فکری جامعه همت گماشت و از دوران خاموشی درگیری، به خوبی بهره برداری کرده و باجدیت تمام، به تغییر وضع اجتماعی پرداخت.

از دانش تا بینش

یکی از نکته هایی که فهم آن بامراتب فهم افرادبشر، متفاوت است، دانش است. برخی، دانش را کمال انسان، برخی مایه برتری او و گروهی نیز آن را از مظاهر دین می دانند. امامان بزرگ وار علیهم السلام ، که از زلال وحی نوشیده اند، به بالاترین درجه از کمال و دانش نیز رسیده اند و امام محمدباقرعلیه السلام ، به عنوان شکافنده نخستین و واپسینِ دانش ها، در یک محیط تاریک و دور از علم و تحقیق، مطالب نفسانی را به روشنی تشریح فرمودند؛ آن گونه که علم و دانش، پس از سیزده قرن، در پیشگاه دانشگاه او، خاضع و خاشع می گردد. و هر قدمی از دانش که پیشرفت می کند و گامی به سوی بینش برمی دارد، در برابر عظمت والای علمی امام باقر علیه السلام ، سر تسلیم فرود می آورد.

اعتراف همگان

جایگاه بلند امام باقر علیه السلام از لحاظ فکری و عملی و توانایی های ایشان برای رهبری جامعه که از راه پدر بزرگ وارش، امام سجاد علیه السلام پرورش یافته و به فعلیت رسیده بود، موجب آن شد که دوست و دشمن، به مقام و منزلت والای حضرت در میان مردم عصر خود، اعتراف نمایند. «عبداللّه بن عطاء مکی»، از دانشمندان دوران امام می گوید: «دانشمندان دوره خود را در برابر هیچ کس، بیش ازمحمد بن علی الباقر علیه السلام ندیدم که علم و دانش ایشان، اندک نماید» و «جابر بن یزید جُعفی»، از شاگردان امام علیه السلام ، هنگامی که می خواهد از آن حضرت روایتی نقل کند، چنین می گوید: «این حدیث را وصی اوصیا و وارث علوم انبیا، محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام برایم بیان فرمود» دانش آن حضرت آشکار و علم به وسیله او سربلند است و جویبار دانش از سرچشمه وجودش سرازیر می باشد.

چشمه زاینده دانش

سیره و روش امامان بزرگ وار اسلام بر این بوده است که همواره در تلاش بوده اند تا با مناظره های خود با فقیهان و دانشمندان دیگر علوم و ادیان، حقانیت دین اسلام را اثبات کرده و تشنگان دانش را از سرچشمه زلال وحی، سیراب سازند. امام باقر علیه السلام ، چون در محضر درس می نشست، مانند دریای خروشان و چشمه زاینده علم و دانش بود و هر کس، به اندازه استعداد خود، از آن بهره مند می شد. امام باقر علیه السلام در صداقت و صراحت بیان و شیرینی کلام، چنان بود که آستانش، محل گردهم آیی همه دانشمندان اسلام بود. در دوران امام علیه السلام ، که دوران آرامش نسبی بود، حضرت، مراتب علمی را کلمه به کلمه بیان فرموده وچنان موضوع را تشریح می فرمود، که در جنین شناسی، علوم طبیعی و طب، حتی امروزه هم پس از این هم تحقیق و جستجو، پزشکان جهان همان مساله های علمی را که امام بیان فرموده بود، تأیید کرده اند.

امامت امام و حدیث جابر

هرگاه شخصی برای منصب مهم دینی برگزیده شود، در شریعت اسلام، نخست، به معرفی او اقدام می شود و این اقدام، علاوه برآن است که شخصیت علمی و عملی و روحی فرد و چگونگی برخورد آن بزرگ وار با مردم، موجب می شود که افراد گوناگون به برتری او در دانش و تقوی، اعتراف نمایند. اگرچه امام باقر علیه السلام در اندیشه و شیوه برخورد خود، از ویژگی های یک امام شایسته برخوردار بود، اما همانند امامان دیگر، رسما و با توجه به اسناد روایت های شرعی، به امامت تعیین شده اند. «جابر بن عبداللّه انصاری»، از یاران رسول اکرم صلی الله علیه و آله می گوید: «از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم: امامانی که از نسل علی بن ابی طالب خواهند بود، چه کسانی هستند؟ فرمود: حسن و حسین علیهماالسلام ، آقایان جوانان بهشت و سپس، سرآمد بردباران زمان خویش، علی بن الحسین علیه السلام و پس از او، باقر، یعنی محمد بن علی علیه السلام ؛ و تو ای جابر! او را خواهی دید. هرگاه به خدمت او رسیدی، سلام مرا به او برسان. و آن گاه، دیگر امامان را برشمردند.

امام و امویان

امام علیه السلام ، چه خانه نشین باشد و چه در متن اجتماع، در مقام امامتش تفاوتی رخ نمی دهد؛ زیرا امامت، چونان رسالت، منصبی است خدایی و وظیفه مردم نیست که به دلخواه خود، امام را برگزینند. غصب کنندگان و تجاوزگران همواره به مقام والای امام، رشک می بردند و به هر وسیله ای، برای غصب و تصرف حکومت و خلافت، که ویژه امامان بود، اقدام می کردند. پخش واپسین دورانامامت امام باقر علیه السلام ، با حکومت ستم گرانه «هِشامِ بن عَبدالملک» همراه بود. هشام و دیگر امویان، به خوبی می دانستند که حکومت را به ستم و جنایت غصب کرده اند و هرگز نمی توانند در دل های مردم حکومت کنند. خلیفه های دوران امام علیه السلام ، «ولید بن عَبدالملک»، «سلیمان بن عَبدالملک»، «عمربن عبدالعزیز» و «هِشام بن عَبدالملک» بودند و آن حضرت، در روزهای حکومت و خلافت «هشام»، به شهادت رسید.

سیاست بنی امیه در عصر امام علیه السلام

امام سجاد علیه السلام ، در سال 95 هجری، جام شهادت را سرکشید و به جوار رحمت حق پیوست. پس از آن، حضرت امام باقر علیه السلام ، سرپرستی پیشوایی مسلمین را به عهده گرفت. شرایط اجتماعی دوران امامت امام باقر علیه السلام ، شاهدبهبود روابط دستگاه حکومت بنی امیه با اهل بیت علیهم السلام نبوده است؛ زیرا هنوز حادثه جان گداز کربلا و پس از آن، به شهادت رسیدن امامسجاد علیه السلام ـ با سمّ ـ از سوی دشمن، از ذهن های مردم پاک نشده بود. «عَبدالملک»، که از نابودی حکومت خود از سوی اهل بیت علیهم السلام همواره می ترسید، به جنایات های بسیاری دست زد؛ تا آن جا که امام سجاد علیه السلام را مسموم ساخت. روی کار آمدن «هِشام»، نقطه عطفی بود در جهت مبارزه با جنبش اسلامی امام باقر علیه السلام . دستگاه فاسد اموی، علاوه بر نابود کردن فریاد عدالت خواهانه «زید» و یاران او، تلاش داشت تا ارکان اساسی جنبش اسلامی، یعنی امام باقرعلیه السلام و اصحاب وی را از میان بردارد؛ تا آن جا که «هشام»، دستور کشتن برجسته ترین شاگردامام، یعنی «جابر بن یزید جُعْفی» را داد.

عمر بن عبدالعزیز و امام باقر علیه السلام

روی کار آمدن «عمر بن عبدالعزیز»، دگرگونی بزرگی در جهت منافع اسلام پدید آورد. با وجود آن که دوران زمامداری او، چندان طولانی نبود، اما موضع گیری ها و برخوردهای او با اهل بیت علیهم السلام ، بسیار منصفانه بود. پاره ای از ستم ها که در حق اهل بیت علیهم السلام روا داشته و دشنام دادن علی علیه السلام که به وسیله «معاویه» باب شده و در همه شهرها به آن عمل می شد، از بین رفت. او «فَدک» را به امام باقر علیه السلام باز گردانید؛ با این اعتقاد که تصاحب فدک از سوی زمامداران گذشته، بی دلیل بوده است. دوران حکومت عمر بن عبدالعزیز، دو سال و چند ماه بیشتر طول نکشید.

گنج های نیکو

امامان بزرگ وار، با سخنان گهربار خود، همواره سعی داشتند تا مردم زمان خود و آیندگان رابه راه حق و حقیقت رهنمون باشند. امام باقر علیه السلام می فرمایند: «چهار چیز است که از گنج های نیکو به شمار می روند: مخفی نگاه داشتن حاجت، صدقه مخفیانه، پوشیده داشتن درد و بیماری و پنهان داشتن مصیبت». و به راستی که کلمات قصار و سخنان پندآموز آن ها، دنیایی از اسرار و حکمت ها را در خودنهفته دارند. امام علیه السلام ، در جایی دیگر فرمودند: «پسرم! بر تو باد که از تنبلی و شکایت کردن پرهیز کنی؛ زیرا که این دو، کلید بدی ها هستند. وقتی که تنبل می شوی، حق را ادا نمی کنی و هنگامی که شکایت می کنی، در برابر حق شکیبا نیستی!».

نصیحت های امام پنجم

سخنان امامان معصوم علیهم السلام ، تمامی گهربار و ارزشمندند و به وسیله آن ها، درهای سعادت و نیک بختی، به سوی جامعه باز می گردد. از جمله نصیحت های امام باقر علیه السلام به فرزندش امامصادق علیه السلام این است که فرمود: «بزرگ ترین عیب این است که آدمی، چشم خود را به عیب های مردم بدوزد و از بدی خود صرف نظر کند و مردم را به چیزی که توانایی اجرای آن را ندارند وادارد و هم نشین خود را در حالی که او مددکار و یاوری نداشته باشد اذیت کند». و در نصیحتی دیگر می فرماید: «سریع ترین اثر نیکی، احسان به جامعه است و سریع ترین بازگشت بدی، گمراهی و کینه توزی است» امام علیه السلام ، در نصیحت های خود خیر و شرّ افراد را بیان فرموده و دعا را در از بین بردن حادثه های ناگوار، بسیار مؤثر دانسته و همواره به درگاه خدا دعا کرده و طلب خیر و اصلاح می نمود.

دوری از شیطان

«ابوحَمزه»، از یاران امام باقر علیه السلام می گوید: «امام باقر علیه السلام فرمود: آیا شما را از عملی آگاه سازم که اگر آن را انجام دهید، شیطان از شما دور می شود؟ گفتیم: آری! فرمود: بر شما لازم است که صبحگاهان صدقه دهید؛ زیرا صدقه دادن، روی شیطان را سیاه وقهر سلطان را برطرف می کند. بر شما لازم است که برای رضای خدا، با مردم مومن دوستی کنیدو برای عمل صالح ونیکو، همکاری نمایید؛ زیرا این امر، باعث از بین رفتن وسوسه شیطان خواهد شد. تاآن جا که برای شما ممکن باشد، از خدای مهربان طلب بخشش و آمرزش کنید؛ زیرا این کار، موجب از بین رفتن گناهان انسان می شود».

اعتراف هشام در مسابقه تیراندازی

امام باقر علیه السلام ، در فاجعه خونین و جان گداز کربلا، سه ساله بود و به جزایام حج ـ که به مکه می رفت ـ به جای دیگری سفر ننمود. تنها سفر حضرت به شام بود که به دعوت «هِشام بن عبدالملک»، خلیفه اموی صورت گرفت. در این سفر، هشام از امام خواست تا در مسابقه تیراندازی که در دربار امویان برپا بود، شرکت کند. امام عذر پیری و کهن سالی آورد و خودداری ورزید. هشام که اصرار کرد، امام علیه السلام کمان را گرفته و تیر اول را پرتاب کرد و بی درنگ، تیر دوم را در کمان نهاده و پرتاب کرد. تیر دوم بر پیکان تیر اول فرود آمده و آن را شکافت. امام به همین ترتیب ادامه داد تا تیر نهم که بر پیکان تیر هشتم نشست و فریاد شادی و تحسین، از حاضران برخاست. هشام فریاد زد: «آفرین اباجعفر! تو در عجم و عرب سرآمد تیراندازانی!».

ضرب سکه اسلامی به دستور امام باقر علیه السلام

در سده اول هجری، صنعت کاغذ، در اختیار رومیان بود و مسیحیان مصر نیز که کاغذ می ساختند، به روش رومیان بود. مسیحیان، نشان پدر، پسر و روح الْقُدُس، را برآن می زدند. «عبدالملک» که مردی زیرک بود، فرمان داد تا کاغذهای جدید، با نشان توحید اسلامی رواج یابد. این خبر به گوش «قِیْصَر»، پادشاه روم رسید و او عبدالملک را تهدید کردکه اگر این کار ادامه یابد، دستور خواهد داد تا سکه هایی ضرب شود که بر آن ها دشنام بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله حک شده است. عبدالملک، از امام باقر علیه السلام کمک خواست و امام فرمود: «سکه هایی را ضرب کنید که یک روی آن سوره توحید و بر روی دیگر، نام پیامبر صلی الله علیه و آله نقش شده باشد.» و توضیحاتی نیز درباره و زن سکه ها فرمود. بدین سان، سکه اسلامی، به دستور امام باقر علیه السلام ضرب شد.

سوگنامه شهادت امام محمدباقر (ع)

منبع :hawzah.net

پاسخی بگذارید