مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا : مهربانی خدا برای مخلوقات چگونه است

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا : مهربانی خدا برای مخلوقات چگونه است

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا : مهربانی خدا برای مخلوقات چگونه است

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا

 

در بحث از مهربانی و دیگر صفات خدا باید به این نکته توجه داشت که باید خصوصیات هر موجودی را با توجه به عظمت و ابعاد وجودی آن موجود بررسی کرد. مثلا مهربانی یک کودک نسبت به یک طفل شیرخوار در این حد است که نمی گذارد به وسایل خطرناک نزدیک شود و خوراکی هایی را که خود دوست دارد در اختیار او می گذارد.

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا

اما مهربانی پدر و مادر او در دایره وسیع تری بروز می یابد. یعنی هم او را از خطر دور می کنند و هم نیازهای غذایی و پوشاکی او را رفع می نمایند و هم از جهت ایمن سازی او در برابر بیماری های خطرناک، گاهی علی رغم میل او واکسن های دردناکی به او تزریق می کنند که باعث ناراحتی و درد او می شود چه بسا تا یک هفته این طفل را دچار تب و تشنج و التهاب نموده و بستری می سازد. اما پدر و مادر این کار را با دقت هر چه تمام تر انجام می دهند، زیرا این کار را عین لطف و مهربانی به فرزند خود می دانند.چرا که می دانند اگرفرزندشان این رنج را تحمل نکند نمی تواند در برابر بیمار های کشنده جان سالم بدر ببرد و جان او به خطر می افتد. پس چون این رنج امروز موجب سلامتی و مقاومت در برابر بیماری هاست، همه آن را عین مهربانی می دانند به طوری که اگر پدر و مادری به خاطر اینکه فرزندشان ناراحت نشود، اینکار را ترک کنند، همه آنان را به خاطر نا مهربانی و سنگدلی سرزنش می کنند.

 

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا : مهربانی خدا برای مخلوقات چگونه است

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا

 

همین طور مهربانی خدا نسبت به بندگانش با مهربانی پدر و مادر نسبت به طفل شیرخوار شان متفاوت و در سطح بالاتری قرار دارد. اگر ما زندگی بشر را تنها در محدوده دنیا و مرگ را پایان زندگی او بدانیم ممکن است بعضی از ناملایمات را کم لطفی در حق بندگان بدانیم، اما اگر مجموعه ای به وسعت تمام جهان هستی اعم از دنیا و آخرت یعنی قبل از تولد انسان، در طول زندگی در این دنیا، بعد از مرگ در برزخ ، قیامت ، بهشت و جهنمی که برای مخلوقات در نظر گرفته شده را زندگی انسان بدانیم و مهربانی خدای بزرگ را در این وسعت بررسی کنیم، تمام وقایع و حوادث را عین مهربانی خداوند به بندگانش خو اهیم یافت.

 

زیرا با دقت در آفرینش، در می یابیم که خداوند متعال تمام نیازهای مخلوقات را برای رسیدن به کمال متناسب با خود آنها فراهم آورده است. یعنی موقعیت رشد و کمال را برای هر موجودی در حد و اندازه خودش فراهم آورده است که این نشان دهنده ی علاقه و محبت پروردگار به مخلوقاتش است.

 

به علاوه خدایی که قدرت بی پایان و علم بی نهایت دارد و هیچ چیز مانع او برای خیر رسانی اش به دیگران نمی شود زیرا نه حسادتی دارد، نه از نابودی قدرتش می ترسد و نه جهل و کمبود اطلاعات در او راه دارد تا مانع لطف و مهربانی و بخشش او شود، چگونه قابل پذیرش است که از خیر خود برای آفریده های خود دریغ کند. بلکه او با علم و قدرت و لطف بی کران خود بهترین جهان ( نظام احسن) را ایجاد کرده که در آن بیشترین خیر حاصل می شود و این یعنی مهربانی و خیرخواهی در حد و عظمت الهی.

 

از طرف دیگر کسی که مهر و محبت نسبت به فرزند را در قلب والدین و مخصوصا مادر، قرار داده است، قطعاً خود نیز باید آن را در درجه و مرتبه بالاتر و کامل تری داشته باشد و فاقد محبت نباشد،  زیرا به قول فلاسفه،” کسی که کمالی را به کسی می دهد ممکن نیست خود آن کمال را نداشته باشد.”

 

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا

 

اما ناملایمات ، ظلم ها، سختی ها، رنج ها، محرو میت ها و مرگ و میر هایی که در جهان جریان دارد به دو دسته تقسیم می شوند:

 

1-حوادثی که در اثر رفتارهای ناپسند بعضی از انسان ها به وجود می آید، مثل ظلم ها، قتل ها، غارت ها.

 

2-ناگواری هایی که در اثر حوادث طبیعی حاصل می شود، مثل سیل ها، زلزله ها، خشک سالی ها و بیمارها و….

 

درباره ی دسته اول باید بگوییم که چون خداوند انسان را موجودی با اختیار خلق کرده تا خود بین خوبی و بدی ، زشتی و زیبایی، خیر و شر یکی را انتخاب کند، لازمه ی چنین نظامی آن است که گاهی در اثر سوء اختیار و سوء رفتار انسانها، شرور ، زشتی ها ، ظلم ها و بی عدالتی هایی در اجتماع ظهور کند و روشن است که این امور ناگوار نه از طرف خدا، بلکه به واسطه ی مخلوقات خدا حاصل شده است . چنان که قرآن می فرماید:” در دریا و خشکی فساد ظاهر شد بخاطر آنچه مردم انجام دادند.”  اما با توجه به وجود قیامت و حساب رسی دقیق به اعمال و حقوق مخلوقات قطعا این ظلم ها و بی عدالتی ها جبران خواهد شد.

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا

 

در مورد دوم که در اثر حوادث طبیعی حاصل می شود نکات زیر را می توان بیان کرد:

 

1- این دنیا میدان امتحان و سنجش دقیق افراد است و همه وقایع اعم از آسایش ها، سختی ها ،شادی ها، مصیبت ها، وفور نعمت ها و محرومیت ها و… وسیله ی امتحان و برای تشخیص خوب از بد است. اگر پاداش غیر قابل توصیفی که خداوند به افراد سربلند در این عرصه عطا می کند را در نظر داشته باشیم در می یابیم که حتی تلخ ترین حوادث این جهان عین مهربانی و لطف بدون حد پروردگار متعال است چرا که هر چه رنج و سختی بیشتر پاداش و مزد نیز چند برابر بیشتر.

 

قرآن در موار زیادی به مطلب بالا اشاره نموده است می فرماید: «قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و فایده ها آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان.»

 

-2 سختی ها و گرفتاری ها، هم تربیت کننده افراد و هم بیدار کننده ملتها و تحریک کننده عزم و اراده آنهاست.و به این دلیل است که وجود سختی ها کاملاً مطابق با هدف آفرینش است و منافاتی با مهربانی خدا که خواستار کمال انساهاست ندارد.

 

3- بسیار ی از ناملایمات در رشد و تعالی روحی انسان نقش مؤثری دارند. انسانهایی که در فقر و ناداری رشد کرده اند و با سختیها و ناملایمات مبارزه کرده اند به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند که جوامع بشری مدیون پیشرفت های آنان است.

 

4-اگر زشتی ها در کنار زیبایی ها، قرار نمی گرفت نه زیبا، زیبا بود و نه زشت، زشت، یعنی اگر در جهان زشتی نبود زیبایی هم نبود اگر همه ی مرم زیبا بودند، هیچکس زیبا نبود… در حقیقت جاذبه زیبا رویان از دافعه ی زشت رویان نیرو می گیرد.

 

5- زشتی ها مقدمه ی وجود زیبایی ها و آفریننده و پدید آورنده ی آن ها می باشد یعنی در شکم گرفتاری ها و مصیبت ها، نیکبختی ها و سعادت ها نهفته است همچنان که گاهی هم در درون سعادت ها، بدبختی ها تکوین می یابد و این، فرمول این جهان است.

مهربانی ها و دیگر صفات ناب خدا

 

اگر مجموعه این مسائل را در نظر بگیریم روشن خواهد شد شرهایی که ما در این عالم احساس می کنیم چیزی نیست جز مسیری برای رسیدن به خیرهای بسیار عالی.

 

اما در جواب به بخش آخر سؤال شما درباره ی آفریننده ی شر، باید یاد آور شویم شر چیزی نیست که خلق شده باشد بلکه یک امر عدمی است که از نابودی چیزی دیگر نتیجه می شود مثلاً نقص عضو مستقلاً خلق نشده بلکه نبودن یا عدم خلق عضوی از اعضا است. بدین ترتیب شبهه ی «ثنویه» و توهم دو خدایی و دو ریشه داشتن جهان از میان می رود زیرا هستی دو نوع نیست تا دو مبدأ داشته باشد.بلکه هستی از آن جهت که هست خیر است و نیستی و نابودی از آن جهت که نیست و وجود ندارد، شر است. و این هستی است که خالق می خواهد وگر نه عدم که نیاز به خالق ندارد. پس عالم یک خالق بیشتر ندارد.

————————

منبع : نت آنجل

Be the first to comment

پاسخی بگذارید