بایگانی دسته: مطالب مذهبی متفرقه

مطالب مذهبی متفرقه

مجموعه ای از زیباترین مطالب دینی و مذهبی همراه با برگزیده احادیث و روایات ائمه اطهار علیهم السلام و زیباترین تصاویر و عکس های قرآنی و دینی مذهبی

همسرداری قرآنی : آیین همسرداری از نظر قرآن و رابطه صحیح زوجین

همسرداری قرآنی : آیین همسرداری از نظر قرآن و رابطه صحیح زوجین

همسرداری قرآنی : آیین همسرداری از نظر قرآن و رابطه صحیح زوجین

همسرداری قرآنی

 
زوجین عزیز سعی کنند این مطالب را پس از مطالعه رعايت كنند و مراقب باشند كه اين دستورات حيات‏بخش را زير پا نگذارند چرا كه اين حقوق، پايه‏ هاي اساسى خانواده را تشكيل می دهد و خير و سعادت، لذّت و آرامش و بقاى زندگى مشترك را تأمين مى‏كند.

همسرداری قرآنی : آیین همسرداری از نظر قرآن و رابطه صحیح زوجین

همسرداری قرآنی

در ذيل به مهمترين وظايف متقابل زن و شوهر نسبت به هم اشاره مى‏شود:
– حفظ حريم و احترام و خوش رفتارى با هم.
– تأمين نياز جنسى و روحي و رواني يكديگر.
– اجتناب از سوء ظن‏هاى بى‏مورد.
– پرهيز از تندخوى، بدزباني، درشت گفتاري، ترشروى و سرسنگين نبودن در برابر يكديگر.
– اجتناب از تمجيد ديگران در مقابل يكديگر؛ يعني هيچگاه زن نبايد از مرد ديگر در مقابل شوهر تعريف كند و متقابلا مرد نيز نبايد از زن ديگري در مقابل همسرش تعريف و تمجيد كند.
– تحقير نكردن يكديگر و همين طور خويشان و بستگان همديگر.
– تندخويى و گاهى بداخلاقى همديگر را تحمل نمودن.
– هرگز به هم دروغ نگفتن و رعايت صداقت، امانت، فداكارى و گذشت.
– با تمام توان از ميهمانان يكديگر پذيرايى كردن و ابراز ناراحتى نكردن از اينكه ميهمانان متعلق به همسر هستند.

همسرداری قرآنی

– به خويشاوندان هم خصوصا خويشاوند نزديك او احترام فوق العاده بگذاريد.
– عيوب يكديگر را پيش هيچ كس بازگو نكنيد و به رخ هم نكشيد.
– در حق همديگر دعا كنيد و از خداوند بخواهيد كه در كارها موفقتان بدارد.
– با مشكلات زندگى به طور منطقى برخورد كردن و كمتر دچار احساسات شدن.
– در تمام مدت زندگى به هم ابراز علاقه و عشق كردن و در مناسبتها براى هم هديه (هر چند ارزان قيمت) تهيه كردن.
با توجه به اين نكات و وظائف مذكور، بعضى از خصوصيات بارز يك مرد هم بدست مى‏آيد از جمله غيرت و مردانگى، صداقت، راستگوئى و امانت‏دارى، داشتن روحيه‏ى فداكارى، گذشت و ايثار، داشتن روحيه محبّت، همكارى و هميارى و…
اما وظايف اختصاصي زن در برابر شوهر عبارتند از:
– بدون اجازه شوهر در مال او تصرف نكردن.
– بدون اجازه و توافق شوهر از خانه بيرون نرود.
– توجه داشتن به مسائل محرم و نامحرم هم در نزد شوهر و هم در غياب او؛ سعي كند در سه مورد فوق اعتماد شوهرتان را جلب كند.
– خود را براى شوهر آرايش كردن.
– هنگامى كه همسر مى‏خواهد از خانه خارج شود او را تا دم در همراهى كند.
– هنگام ورود او به خانه سعى كند خود را از قبل آماده و مهيا نموده به استقبال او برود.
– هيچ‏گاه از مردان ديگر نزد او تعريف نكند.
– اگر مشكلى در خانه بوجود آمده در بدو ورود او مطرح نكند.
– سطح توقعات و انتظارات خود را با ميزان درآمد شوهر تنظيم كند و از او چيزي كه توان تهيه آن را ندارد نخواهد و دائما مردان ديگر را در اين زمينه به رخ او نكشد.

همسرداری قرآنی

برخي از وظايف اختصاصي مرد در قبال همسرش عبارتند از:
در رابطه با رفتار مرد با خانم خود قرآن در (سوره نساء آيه 19)مي فرمايد: ((و عاشروهن بالمعروف ; به نيكي با آنان معاشرت و زندگي كنيد)).
نيكي به همسر داراي شاخص هاي ثابت و متغير است شاخص هاي ثابت عبارت است از:
– تأمين مسكن و تهيه پوشاك و خوراك در حد شأن شخصي و خانوادگي همسر.
اما شاخص هاي متغير به تناسب شرايط زندگي طرفين متفاوت است و هر فردي در طول زندگي با همسر خود و با توجه به شرايط زندگي و روحيات طرف مقابل بهتر مي تواند موارد تعادل را شناسايي و اعمال كند, مثلا پيامبر بزرگوار اسلام مي فرمايند: خدمت و كمك مرد به زن در امور خانه , نشانه صداقت و علاقه اوست .

همسرداری قرآنی

علاوه بر آنچه در مورد وظايف زوجين بيان شد، 40 نكته زير را به عنوان راهكارهاي اوليه براي زوج هاي جوان برايتان ارسال مي كنيم و اميدواريم با عمل كردن به آن دستورالعمل ها محبت و عشق و علاقه متقابل بين شما ايجاد و گسترش پيدا كند و تنش هاي موجود يا احتمالي به حداقل كاهش پيدا كند.
1 . با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آيين همسردارى، چگونگى ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسه‏هاى آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد .
2 . با همدلى، همفكرى، همكارى و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف ميان اعضاى خانواده روابط سالم پديد آوريد .
3 . هر يك از زوجين ديگرى را نزديك‏ترين و محرم‏ترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامى و پشتيبان خود تلقى كند .
4 . با يادگيرى مهارت‏هاى ارتباطى نظير فعالانه به حرف‏هاى يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر و تشريك مساعى و مشورت كردن روابط خود را بهبود بخشيد .
5 . بكوشيد، باايجاد كانونى گرم و صميمى، تمام اعضاى خانواده به ويژه زن و شوهر مسؤوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند .
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد
6 . هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاى سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايى مساله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد .
7 . براى رسيدن به ا منيت روانى وعاطفى در روابط زناشويى داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد .
8 . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندى مخرب و پيشرونده تبديل نشود .
9 . به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تاييد قرار دهيد; به گونه‏اى كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد .
10 . تشويق و تاييد و بيان نكات مثبت‏به طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهايى صورت گيرد .

همسرداری قرآنی

11 . براى خصوصيات و نيازمندى‏هاى يكديگر ارزش قائل شويد و در روابط كلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصميم‏گيرى‏ها به افكار و خواسته‏هاى همسرتان توجه كنيد .
12 . اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده‏ترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمت‏آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد .
13 . خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد . خشونت را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازيد .
14 . بكوشيد در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بين خود و همسرتان، به جاى هر گونه پيش‏داورى يا مشاهده اشكالات و ضعف‏ها نقاط مثبت و قوت را ببينيد; به عبارت ديگر، به جاى توجه به نيمه خالى ليوان به نيمه پر آن توجه كنيد .
15 . سعى كنيد در برنامه ريزى براى فعاليت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاى خانوادگى و نظاير آن به مشورت كردن با يكديگر بپردازيد و از يك جانبه نگرى بپرهيزيد .
16 . در هر فرصتى كه پيش مى‏آيد، با همسر و اعضاى خانواده‏تان ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنيد . شايان ذكر است زن‏ها از صحبت كردن با همسرشان بيش‏تر لذت مى‏برند . بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند .
17 . اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصى نمى‏تواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وى انتقال دهد، و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى ديگر واگذارد .
18 . هر از چند گاهى زوجين در فضايى محرمانه، محبت‏آميز و صميمانه به ارزيابى رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
19 . هميشه، در رويارويى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسؤوليت‏خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آوريد .
20 . در روز يا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد .

همسرداری قرآنی

21 . از داشتن نگرش‏هاى آرمان گرايانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشويى و نيز انتظارات غير واقع بينانه اجتناب كنيد .
22 . ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغير واقع بينانه دور باشد . اگر موضوع و مساله‏اى ذهن يكى از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد .
23 . هر يك از زوجين بايد زمينه‏هاى بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بين ببرد و از رفتارهايى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏شود، خوددارى كند .
24 . هر يك از زوجين بايد بكوشد با روان‏شناسى همسرش آشنا شود تا بداند زن يا مرد به چه امورى بها مى‏دهد و نظام ارزشى‏اش چگونه است; براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفى و مورد حمايت واقع شدن اهميت مى‏دهد و مردان مى‏خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادى عمل را داراى ارزش مى‏دانند .
25 . زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنه‏آميز و دو پهلو جدا پرهيز كنند .
26 . از رفتارهايى نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومت‏هاى روانى در طرف مقابل است، جدا بايد پرهيز شود .
27 . در سراسر زندگى، از جمله در زندگى خانوادگى، بكوشيد به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هايى كه در اختيار داريد بينديشيد نه به امورى كه در اختيار نداريد .
28 . از خطاهاى يكديگر سريعا بگذريد و خطاهاى همديگر را تحمل كنيد .
29 . بايادآورى برخى ايام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن و دادن هديه‏هايى هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل) به طور نمادين يا سمبليك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنيد .
30 . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد از پريشانى و وضع نامرتب بپرهيزيد .

همسرداری قرآنی

31 . در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت‏هاى خانوادگى با زوج‏هاى ديگر دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد .
32 . از هر گونه رفتارى كه به مرد سالارى يا زن سالارى مى‏انجامد، پرهيز كنيد .
33 . خطاى يكديگر را در حضور ديگران، فرزندان، آشنايان، والدين يكديگر و . . . بازگو نكنيد .
34 . هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگر مقايسه نكنيد .
35 . از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيش‏تر سازيد .
36 . از تصميم‏هاى نادرست و غير منطقى و كلى‏گويى‏هاى منفى و شكل‏گيرى افكار منفى درباره همسرتان شديدا پرهيز كنيد .
37 . حتى‏المقدور به قول‏هايى كه به همسرتان داده‏ايد عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگى نينجامد .
38 . از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، كله‏شق، يك دنده، لجباز و خودخواه به يكديگر پرهيز كنيد .
39 . در مواردى كه غمگينى و افسردگى و يا عصبانيت زن يا شوهر شدت مى‏يابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبى يا غدد درون‏ريز به ويژه غده تيروئيد وجود دارد، در نخستين فرصت‏به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادى بودن ترشح غدد از جمله غده تيروئيد مطمئن شويد .
40 . براى داشتن يك زندگى با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقت‏بگذاريد، احساس مسؤوليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجاد كننده روابط سالم توجه كنيد . در زمينه مسائل زناشويي و آميزش توجهتان را به مطالب زير جلب مي كنيم:
از آموزه هاي ديني به دست مي آيد، همبستر شدن زن و شوهر و ارضاي غريزه جنسي عبادت محسوب مي شود و حتي در روايتي آمده است اگر كسي عمل نزديكي با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد به يكي از سنت هاي پيامبران(ص) عمل كرده است.

همسرداری قرآنی

نكته اي در اينجا بايد بر آن تأكيد كرد اين است كه در انسان برخلاف ساير جانداران، كيفيت همبستر شدن با همسر و انجام رفتار جنسي غريزي نيست و بلكه آموختني است و بايد روش صحيح آن را ياد گرفت، گرچه اصل وجود غريزه جنسي غريزي و فطري است. به همين دليل يكي از اموزه هاي ضروري براي هر پسر و دختر جوان كه تصميم دارند ازدواج كنند اين است كه دانستني هاي لازم براي اين كار را ياد بگيرند. اين دانستني ها شامل: مقدمات همبستر شدن، شناخت نيازهاي عاطفي يكديگر در هنگام آميزش و رعايت آن، شناخت راه هاي مختلف همبستر شدن، آگاهي از راه هاي جلوگيري از بارداري، تنظيم خانواده، آگاهي از احكام شرعي آن اعم از زمان و مكان آميزش و مسائل ديگر آن مثل غسل و امثال آن، رعايت بهداشت ظاهري مثل مسواك زدن، خوشبو بودن و امثال آن، آگاهي از نكات بهداشتي آميزش و رعايت آن، آگاهي ضمني از اختلال هاي جنسي كه در صورت وقوع، سريعا براي معالجه اقدام كنند و صدها نكته ريز و درشت كه بيان آنها در اين نامه مقدرو نيست و براي فراگيري آن لازم است به كتاب هاي مفيدي كه در اين زمينه تأليف شده مراجعه كنيد.
نكته اي كه در اينجا لازم است يادآوري كنيم اين است كه رسيدن زن و شوهر به اوج لذت جنسي (ارگاسم) يكي از علائم انجام شدن موفقيت آميز آميزش جنسي است. اما با تأسف بايد بگوييم بسياري از همسران به دلايل مختلف كه مهمترين آن عدم آگاهي و رعايت نكات بالا است، از انجام رضايت بخش اين عمل ناتوانند و به همين جهت به مشكلات زيادي اعم از جسمي و رواني مبتلا مي شوند. حتي طبق آماري كه روان شناسان و كارشناسان امور خانواده ارائه كرده اند بيش از 75 درصد از عوامل اختلاف هاي خانوادگي ريشه در اين موضوع دارد. حتي شيخ اجل سعدي در گلستان در ضمن داستاني مي گويد:

زن كز بر مرد بي رضا برخيزد زان خانه و زان سرا بلا برخيزد

همسرداری قرآنی

نكته دوم اين است كه در رسيدن به اوج لذت جنسي، كه علامت آن انزال در زن و مرد است، بين زن و مرد تفاوت وجود دارد و معمولا مرد بسيار زودتر از زن به اين مرحله مي رسد. به همين خاطر بسياري از مردان وقتي به ارگاسم مي رسند دست از كار مي كشند در حالي كه هنوز همسرشان به ارگاسم نرسيده است. رها كردن زن دراين حالت باعث مي شود مشكلات جسمي زيادي از جمله ايجاد درد در ناحيه كمر و شكم برايش به وجود آيد. پس لازم است مرد به اين نكته توجه كند و قبل از آميزش، همسرش را با تحريك كردن ، آماده اين كار كند.
در روايات فراواني اين موضوع مهم بيان شده و تصريح مي كند يكي از آداب همبستر شدن با همسر، ملاعبه يعني تحريك زن از طريق لمس و مالش بدن و در آغوش گرفتن است و حتي در حديثي آمده است مردي كه قبل از نزديكي با همسرش ملاعبه كند، مورد نظر و لطف و رحمت ويژه خدا قرار مي گيرد.

همسرداری قرآنی

ملاعبه باعث مي شود كه براي زن فاصله ارضا شدن كم شود و با شروع آميزش پس مدتي زن به اوج لذت جنسي برسد، ولي اگر ملاعبه به صورت كامل انجام نشود، زمان ارضا براي زنان طولاني مي شود، و مرد قبل از زن به ارگاسم مي رسد. البته زن نيز مي تواند زمان ارضاي مرد را با تحريك و ماساژ آلت و ساير قسمت هاي تحريك پذير مرد، طولاني تر كند.
نكته سوم اينكه، ممكن است در اثر عواملي مرد دچار عارضه زودانزالي باشد.

همسرداری قرآنی

براي درمان زودانزالي مردان رعايت موارد زير توصيه مي شود:
1. قبل از هرچيز بايد توجه داشته باشيد كه محيط و فضا و اتاقي كه در آن استراحت مي كند بايد فضاي آرام و امن باشد زيرا فضاي امن و آرام زمينه كافي را براي عمل زناشويي فراهم مي كند و آرامش رواني محيط زمينه ساز عجله نكردن براي تمام شدن كار لازم و ضروري است. ولي اگر احساس شود ممكن است در معرض مشاهده ديگران حتي كودك خردسال و يا شيرخوار واقع شويد دچار مشكل مي شويد بنابراين توصيه مي شود در اتاق اختصاصي و درب اتاق بسته و حتي قفل شده عمل انجام گيرد.

همسرداری قرآنی

2. اگر از مطلب خاصي دچار اضطراب مي شويد به رفع علت اضطراب پرداخته شود زيرا اضطراب از هر مطلب و موضوعي به از دست دادن كنترل و تسلط بر اعصاب و وضيت رواني منجر مي شود.

همسرداری قرآنی

3. پيش از ارتباط جنسي، مرد حتما بايد با مالش نقاط حساس و جنسي بدن زن را تحريك كنيد و او را به سر رضايت و شوق آورده تا زماني كه زن به آمادگي كافي براي عمل زناشويي پيدا كند زيرا زن براي رسيدن به اوج لذت جنسي مدت زمان بيشتري نياز دارد. بخلاف مردان كه زودتر تحريك شده و به اوج لذت جنسي مي رسند. بنابراين مرد بايد تحمل كند و با ايجاد آمادگي در زن زمان ارگاسم همديگر را نزديك تر كنند لذا گاهي لازم است 15 دقيقه مقدمات عمل زناشويي طول بكشد.

همسرداری قرآنی

4. قبل از ارتباط جنسي، زن، آلت مرد را به مدت 15 دقيقه ماساژ دهد.
5. در طول شبانه روز و هفته به وضعيت زود انزالي فكر نشود.
6. در طول شبانه روز و هفته به امور غيرجنسي فكر شود و يا به فعاليتي مشغول شود مثلا آدامس جويده شود.
7. به محض احساس نزديك شدن لحظه انزال، مقعد خود را سست كرده و با دهان باز نفس آرام و عميق كشيده شود.
8. براي ارتباط جنسي، مرد در زير قرار گيرد و زن در رو تا مرد ديرتر به ارگاسم و اوج لذت جنسي برسد.
9. به هنگام ادرار كردن، 2 تا 3 بار و حتي بيشتر ادرار كردن را قطع و وصل كنيد.
10. از تغذيه مناسب بهره گرفته شود از خوردن ماست و ترشي و نيز مواد غذايي تحريك كننده غريزه جنسي خودداري شود.
11. در شبانه روز به طور مرتب ورزش كنيد و به تقويت عضلات بدني خود بپردازيد.
12. با مراجعه به پزشك از داروهاي مناسب استفاده شود.

همسرداری قرآنی

موارد و زمان‏هايى كه نزديكى در آنها حرام است، عبارت است از:
1. در حال احرام،
2. زمان نفاس،
3. در حال اعتكاف،
4. دوران قاعدگى،
5. در حال روزه واجب،
6. زمانى كه زن كمتر از نه سال داشته باشد،
7. جايى كه طواف و نماز نساء در حج را به جا نياورده باشد.V
در مواردى از اوقات، آميزش مكروه است؛ از جمله:
1. اول ظهر،
2. مقابل قبله،
3. پشت به قبله،
4. در زير آسمان،
5. در حال ايستاده،
6. در هنگام غروب آفتاب،
7. در شب عيد فطر و قربان،
8. بعد از غذا و با شكم پر،
9. در شبى كه ماه گرفته باشد،
10. در روزى كه خورشيد گرفته باشد،
11. در حالى كه بچه ناظر آنها باشد،
12. در حال احتلام پيش از غسل يا وضو،البته اگر بدون فاصله چند بار آميزش انجام گيرد مكروه نيست.
13. بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشيد،
14. در حالى كه هردو كاملاً عريان باشند.العروة الوثقى، النكاح، م 11.

همسرداری قرآنی

پاره‏اى از آداب و مستحبات آميزش عبارتند از
1. تعجيل نكنند
2. با وضو باشند
3. قبل از آميزش ملاعبه كنند
4. در مكان پوشيده و پنهان باشند
5. در زمانى باشد كه زن ميل به آميزش دارد
6. از خداوند فرزندى پاك و مبارك و سالم درخواست كنند
7. تسميه (بسم الله الرحمن الرحيم) و استعاذه (اعوذ بالله من الشيطان الرجيم) بگويند.همان، م 9 و 18 و20

———————————

منبع : پرسمان دانشجویی

نقش خدا در انسان شناسی : جایگاه و نقش خدا در انسان شناسی قرآنی

نقش خدا در انسان شناسی : جایگاه و نقش خدا در انسان شناسی قرآنی

نقش خدا در انسان شناسی : جایگاه و نقش خدا در انسان شناسی قرآنی

نقش خدا در انسان شناسی

 

هنگام بحث از انسان از دیدگاه قرآن همواره باید این نکته را در نظر داشت که جهان‌بینی قرآن خدا مرکزی و خدامحوری است، نه انسان مرکزی و انسان‌مداری.
در نظام خدا مرکزی محور همه امور خداست. مبدأ عالم وجود، ذات بی‌منتهای خداست. هدف انسان و جهان سیر به سوی خداست، یعنی هستی هم از خداست و هم به سوی خداست، هم از خدا منشأ گرفته است و هم به سوی خدا در حرکت و تکاپوست. مبنا و اساس همه باید‌ها و نبایدها خداست. آن قانون و تکلیفی مورد پذیرش است که از خدا صادر شده باشد و خدا به آن دستور داده باشد. حاکمیت از آن خداست و هیچ قدرتی جز او حق حکومت مطلقه بر انسان‌ها را ندارد. فرمانده و حکمران حقیقی فقط خداست.

نقش خدا در انسان شناسی : جایگاه و نقش خدا در انسان شناسی قرآنی

نقش خدا در انسان شناسی

مالکیت حقیقی نیز از آن خداست، چرا که او خالق زمین و آسمان‌هاست و هرچه در هستی وجود دارد پرتوی از ذات لایتناهای اوست. محور حیات و زندگی نیز باید خدا باشد. هر انسانی زندگی خود را باید آن گونه شکل دهد که خدا خواسته است. هر انسانی باید تنها او را ناظر بر احوال خود دانسته و از او انتظار بیم و امید داشته باشد.
اما در نظام انسان مرکزی یا اومانیسم محور همه امور انسان است. انسان است که قانونگذاری می‌کند و تکلیف صادر می‌نماید. انسان است که ارزشگذاری می‌کند.
در این نظام محور همه چیز انسان است و در جهت خواسته‌های انسانی. در نظام انسان‌محوری، انسان خود را موجودی مستقل و یگانه می‌پندارد و به هیچ قدرتی خارج از خود اتکاء ندارد. اگر در نظام خدا مرکزی نقطه اتکاء انسان خداست، در اینجا نقطه اتکاء و تکیه‌گاه انسان، خود انسان است.

نقش خدا در انسان شناسی

انسانی که تنها به خود توجه دارد و به خواسته‌های خود، هرچه را که خود صلاح بداند می‌کند و هرچه را که صلاح نداند نمی‌کند. مدیر حیات و زندگیش نیز خودش می‌باشد.
نظام انسان‌مداری، نظامی است که از رنسانس به بعد نضج پیدا کرده است، چرا که از رنسانس به بعد انسان خود را موجودی مستقل می‌پندارد. موجودی که نه تنها پیوستگی خود را از دین و مذهب بریده، که دیگر پیوستگی عمیقی میان خود و خدا برقرار نمی‌سازد، و حتی گاه علیه او می‌شورد و می‌کوشد تا گرایش به او را با اموری واهی و دور از عقل و منطق توجیه کند.

نقش خدا در انسان شناسی

اگر قبل از رنسانس انسان غربی خدا را برترین موجودات می‌پنداشت، از رنسانس به بعد خود را برتر از همه چیز می‌پندارد، و می‌کوشد تا ارزش‌هایی را که به خدا نسبت داده بود به خود نسبت دهد، و خود را از همه قیدها و تعلق‌های الهی رها سازد و هیچ‌کس و هیچ چیز را بالاتر از خود نداند و مطیع هیچ‌کس نباشد و اراده خود را بر هر چیز غالب سازد.
گفتیم که تفکر قرآنی بر مبنای خدا محوری است، نه انسان مرکزی. در اینجا باید این نکته یادآور شویم که معنای این سخن آن نیست که در این نظام، انسان به فراموشی سپرده شده و از هیچ‌گونه ارزش و اصالتی برخوردار نیست.
در تفکر قرآنی میان اعتقاد به خدا مرکزی و آزادی انسان و ارزش او هیچ‌گونه تقابلی نیست و توجه به این موضوع از ارزشی فوق العاده برخوردار است، چرا که عدم توجه به این مسئله مهم گروهی را دچار اشتباه کرده است، تا جایی که برخی پنداشته‌اند که اگر به خدا ایمان بیاوریم باید آزادی انسان را نادیده گرفته و انسان را موجودی بی‌ارزش به شمار آوریم.

نقش خدا در انسان شناسی

اریک فروم از جمله طرفداران این نظریه است. وی در یک تقسیم بندی ادیان را به دو نوع تقسیم می‌کند:
1- ادیان خودکامه
2- ادیان انسان‌گرایانه
از نظر اریک فروم دین خودکامه عبارت است از «شناسایی یک قدرت نامریی برتر که بر سرنوشت انسان تسلط داشته و واجب الاطاعه و لازم‌الاحترام است».
آنچه که موجب شده تا اریک فروم برخی از ادیان را خودکامه بداند، واجب‌الاطاعه بودن قدرتی برتر از انسان در این ادیان است. در این نوع ادیان، خدا قدرتی برتر و مسلط بر انسان به شمار می‌رود و این قدرت حق دارد تا انسان را به پرستش وادار نماید.
به گمان فروم در این نوع ادیان، انسان ناتوان و پست انگاشته می‌شود، چرا که باید در برابر نیرویی مسلط و برتر از خود کاملاً تسلیم باشد و از همین جاست که انسان استقلال و تمامیت خود را به عنوان فرد از دست می‌دهد.
«عنصر اصلی در ادیان خودکامه و تجربه دینی خودکامه تسلیم در برابر یک قدرت مافوق انسان است. در این ادیان، فرمانبرداری تقوای اصلی و نافرمانی بزرگترین معصیت به شمار می‌رود. همان‌قدر که خدا قادر مطلق و همه‌دان تصور می‌شود، انسان ناتوان و پست انگاشته می‌شود و تنها موقعی می‌تواند احساس نیرومندی کند که با تسلیم کامل در برابر این قدرت، فیض یا لطف او را شامل حال خود سازد. تسلم و تمکین در برابر یک مرجع نیرومند یکی از راه‌هایی است که انسان از احساس تنهایی و محدودیت خویش فرار می‌کند. او ضمن تسلیم، استقلال و تمامیت خود را به عنوان یک فرد از دست می‌دهد، اما احساس حمایت شدن به وسیله یک نیروی پرهیبت و شوکت در او به وجود می‌آید و خود جزیی از آن می‌شود».

نقش خدا در انسان شناسی

در ادیان انسانگرایانه برخلاف ادیان خودکامه، محور انسان است، نه خدا. در این نظام اعتقادی، انسان به جای پرستش معبودی برتر از خود، به شناسایی خود و استعدادهای درونی خویش پرداخته و راه و روش عشق ورزیدن به انسان‌ها را می‌آموزد.
در این نوع دین، انسان به حداکثر قدرت و عظمت می‌رسد، و تقوای و فضیلت نیز تحقق بخشیدن به استعدادهای نفسانی به شمار می‌رود، نه اطاعت و فرمانبرداری ازخدا.
«ادیان نوع‌خواهانه برخلاف ادیان خودکامه بر محور انسان و توانایی او بنا شده‌اند. انسان باید نیروی منطق خود را جهت شناسایی خویشتن، رابطه‌اش با همنوعان و همچنین موقعیت خود در جهان، توسعه دهد. او باید حقیقت را با توجه به محدودیت‌ها و همچنین استعدادهای بالقوه خود بشناسد. همچنین باید نیروی عشق ورزیدن را چه نسبت به دیگران و چه نسبت به خویشتن توسعه بخشیده و همبستگی با همه موجودات زنده را تجربه نماید.»
خلاصه آنکه به گمان اریک فروم و برخی دیگر از متفکران غربی، نظام خدامداری موجب زبونی انسان و از میان رفتن ارزش و اِصالت انسان می‌شود.
ما قبل از آنکه به بحث پیرامون دیدگاه قرآن در این زمینه بپردازیم، به این مسئله اشاره می‌کنیم که اساساً چه عاملی موجب شده تا اریک فروم و جمعی دیگر از متفکران غربی به چنین نظری دست یابند، نظری که میان اعتقاد به خدا و آزادی اصالت انسان، تضادی غیرقابل جمع می‌یابد. و پذیرش یکی از موجب نفی دیگری می‌داند.

نقش خدا در انسان شناسی

به گمان ما باید ریشه این چنین طرز تفکرهایی را در اندیشه‌های قرون وسطایی سراغ گرفت، زیرا در قرون وسطی کلام مسیحی حاکمیت داشت و بسیاری از متکلمان مسیحی بر اساس تحریفاتی که از انجیل مقدس به عمل آمده بود، انسان را موجودی آلوده به گناه می‌دانستند. به گمان این متکلمان آدم و حوا با ارتکاب به گناه، همه انسان‌ها را آلوده کرده‌اند و همه افراد انسانی نیز بنا به سرنوشت محتوم خود آلوده به گناه هستند، و در این میان فقط عده معدودی آن هم نه به اراده خود که به اراده خدا- می‌توانند از آلودگی به گناه نجات پیدا کنند.
بنابراین اعتقاد، همه انسان‌ها بالاجبار به گناه آلوده هستند. و باید بار معصیتی را که اجدادشان انجام داده‌اند به دوش بکشند و تنها در صورتی رستگار می‌شوند که عنایت الهی شامل حال آن‌ها شود، چرا که خواست و اراده انسان هیچ‌گونه تأثیری در سرنوشت او ندارد. بنابراین هیچ انسانی نمی‌تواند اطمینان داشته باشد که آیا رستگار خواهد شد یا نه؟
این‌گونه طرز تفکر که برای انسان در رستگاری و نجاتش هیچ‌گونه اراده و اختیاری قایل نیست و مشیت و خواست الهی را مساوی با جبر به حساب می‌آورد، یکی آن علل و عواملی است که افرادی مانند اریک فروم را بر آن داشته است تا به عنوان طرفداری از انسان و حفظ ارزش‌های وی به نفی نظام خدامداری بپردازند.

نقش خدا در انسان شناسی

حال ببینیم که نظریه قرآن در این زمینه چیست؟ آیا از دیدگاه قرآن میان انسان و خدا تضاد برقرار است. یعنی برتری یکی موجب عدم اصالت دیگری است یا نه؟
قرآن کریم در این زمینه نظر خاصی دارد، به این بیان که این کتاب آسمانی هم طرفدار خدا مرکزی است و هم برای انسان ارزش و اصالت قایل است. از دیدگاه قرآن خدا خالق هستی است.
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ؛ خدا مالك همه جهان است (فاطر 1). وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ، همه موجودات جهان از او سرچشمه گرفته‌اند و به سوی او نیز بازگشت می‌کنند. (آل عمران 109)
به گفته استاد مطهری هم خصلت از اویی دارند و همه خصلت به سوی اویی دارند. «اِنّا لله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعونَ»؛ «خداست که تنها قانونگذار و فرمان دهنده است». «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» (یوسف 40).
اعتماد انسان باید به خدا باشد، نه به خود. تکیه‌گاه انسان باید خدا باشد، نه خود انسان. و قرآن نیز می‌خواهد که از انسان موجودی متکی به خدا بسازد، نه موجودی متکی به خود.
«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَیهِ فَلْیتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» حكم تنها از آن خداست، بر او توکل می‌کنیم و توکل کنندگان باید بر او توکل کنند. (یوسف 67)

نقش خدا در انسان شناسی

با این همه انسان در این نظام دارای ارزش و اهمیت است، چرا که انسان پرتوی از وجود خداست. انسان جانشین خدا بر روی زمین است. مکتبی که انسان را جانشین خدا می‌داند، نمی‌تواند برای انسان ارزش قابل نباشد. قرآن هدایت را از آن خدا می‌داند، اما حرکت و تکاپو و اختیار و اراده انسان را نیز نادیده نمی‌گیرد. در جای جای قرآن مسئله اراده و اختیار انسان مطرح شده است.
قرآن کریم اراده و اختیار و حرکت و تلاش انسان را عاملی مهم برای هدایت و ضلالت انسان به حساب می‌آورد که همین مسئله موجب اختلاف تفکر اسلامی با تفکر مسیحی است، چرا که در آنجا انسان در جهت هدایت خود نمی‌تواند گامی بردارد و هرچه هست مشیت الهی است، اما در اینجا هم مشیت الهی مطرح است و هم اختیار انسان، و میان مشیت خداوندی و اختیار انسان نیز هیچ‌گونه تضادی برقرار نیست، چرا که اختیار انسان نیز پرتوی از مشیت الهی است و در طول آن قرار گرفته است، نه در عرض آن، مشیت خداوندی از دیدگاه قرآن بر اساس عدل و داد و نظام علی و معلولی است، نه بر اساس ظلم و جور و تصادف و اتفاق. خداوند کسانی را هدایت می‌کند که در مسیر او گام بگذارند. از نظر مشیت الهی میان عادل و ظالم فرق است. میان عالم و جاهل فرق است. هرکس متناسب با شایستگی‌های خود از آن وجود فیاض کسب فیض می‌کند. هرکس متناسب با گام‌هایی که بردارد می‌تواند از هدایت او بهره‌ور شود.

نقش خدا در انسان شناسی

حال ممکن است در اینجا کسی سئوال کند که پس چرا در اکثر آیات قرآنی هدایت و به طور کلی هرگونه خیر و خوبی به خدا انتساب پیدا می‌کند و بدی‌ها به انسان؟ چرا هرجا که سخن از هدایت انسان به میان آمده است، هدایت از آن خدا دانسته شده است و هرجا که سخن از ضلالت انسان به میان آمده است، انسان را عامل ضلالت خود دانسته است؟
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یزَكِّی مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هرگز احدی از شما تزکیه نمی‌شد و خدا هر که را بخواهد پاک می‌کند و خداوند شنوا و آگاه است (نور 21).
«مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَیئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ» هر آنچه از خیر و نیکی به تو برسد از خداست و هر بدی که برسد از خود توست. (نسا 79)
اینکه قرآن نیکی‌ها و هدایت‌ها را به خدا نسبت می‌دهد به این علت است که هرچه خوب است و نیک، مخلوق خداست. خیرات و حسنات همه از ناحیه خداست که کمال مطلق و خیر مطلق است. خداست که انسان را خلق کرده و با افاضه وجود به انسان او را از کتم عدم به عرصه هستی کشانده است.

نقش خدا در انسان شناسی

انسان موجودی است سراسر فقر و نیاز. وجود انسان عین فقر است. وجود انسان عین ربط به خداست. وجود انسان عین اضافه است، آن هم نه اضافه مقولی که اضافه اشراقی. (3)
«یا أَیهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمِیدُ» ‌ای مردم همه شما نیازمند به خدا هستید و تنها خداست که غنی و ستوده است. (فاطر 15)
بنابراین، از آنجا که خدا خالق هستی‌ها و سرچشمه خیرات و نیکی‌هاست، پس هرچه خیر و خوبی است باید به او انتساب پیدا کند. از آنجا که خدا انسان را خلق کرده است و او را با هدایت درونی و هدایت برونی به سوی رشد و کمال می‌کشاند، باید هدایت به او انتساب پیدا کند، نه به انسان.
اما بدی‌ها از آنجا که جنبه عدمی دارند، مخلوق خدا نمی‌باشند تا انتساب به او پیدا کنند. این انسان است که خود را به سوی بدی‌ها می‌کشاند. این اعمال سوء انسان است که او را به سوی ضلالت و گمراهی می‌کشاند و از رحمت و هدایت خداوندی جلوگیری به عمل می‌آورد.

——————–

منبع : راسخون

رابطه و تفاوت سحر و عرفان : آیا سحر و جادو با عرفان رابطه ایی دارد

رابطه و تفاوت سحر و عرفان : آیا سحر و جادو با عرفان رابطه ایی دارد

رابطه و تفاوت سحر و عرفان : آیا سحر و جادو با عرفان رابطه ایی دارد

رابطه و تفاوت سحر و عرفان

 

برای اینکه فرق عارفان حقيقي با صاحبان اعمال غيرعادي (مثل مرتاضان) مشخص شود، پاسخ را در قالب تمثيلي چنين گفته¬اند «اگر کسي در کويري بي¬آب، براي يافتن آب به حفر زمين بپردازد و بعد از تلاش پي¬گير، به چند سکه طلا دست يابد هرچند طلا ذي قيمت است، اما او نبايد فراموش کند به دنبال آب و اين منبع حيات بوده است و در اين بيابان چند سکه طلا، مشکل تشنگي او را برطرف نمي¬کند. او موقتاً خوشحال مي¬شود اما اگر دست از ادامه کار بکشد در واقع دنبال آب نبوده است و ممکن است از تشنگي هلاک شود، اما اگر حفر را ادامه دهد هم به آب مي¬رسد و هم طلا را دارد. بزرگان دين فرموده¬اند: دست يافتن به اين قدرت¬ها براي اولياء دين «نقل و نبات» راه است که خداوند به دوستانش عطا مي‌کند و آن هم در مواردي که مصلحتي بر اعطاء اين قدرت وجود داشته باشد. دست يافتن به اين قدرت¬ها، فطرت تشنه بشر را سيراب نمي‌کند و اين فطرت بايد به اصل خود برگردد. فراتر از آب، سراب است که اثر حقيقي ندارد. آنچه هدف سالک حقيقي است «تحصيل روح تعبد و رسيدن به مقام زلال بندگي » است نه رسيدن به قدرت¬هاي ويژه. راه رسيدن به بندگي حقيقي خداوند، «شريعت» است. به عبارت دقيق¬تر «شريعت، طريقتِ حقيقت است» و «قرآن و عرفان و برهان» همه يک حقيقتند.

رابطه و تفاوت سحر و عرفان : آیا سحر و جادو با عرفان رابطه ایی دارد

رابطه و تفاوت سحر و عرفان

ابن‌عربي مي¬گويد: «هر که از شريعت فاصله بگيرد، اگر تا آسمان هفتم بالا رفته باشد به چيزي از حقيقت دست نخواهد يافت!… چرا که حقيقت عين شريعت است. شريعت مانند جسم و روح است که جسمش احکام است و روحش حقيقت».
به ابوسعيد ابي‌الخير گفته شد: فلان کس بر روي آب راه مي¬رود. پاسخ گفت: «سهل است، «قورباغه» نيز روي آب راه مي¬رود. گفتند: «فلان کس در هوا مي¬پرد» جواب داد: «مگس نيز بر هوا مي¬پرد». گفتند: «فلان کس در يک لحظه از شهري به شهري مي‌رود». جواب داد: « شيطان نيز در يک نفس از مشرق به مغرب مي¬رود. اين چيزها قيمتي ندارند. مرد آن است که ميان مردم زندگي کند و با آن¬ها رفت و آمد و داد و ستد کند؛ زن بگيرد و با ديگران معاشرت داشته باشد و يک لحظه از خداي خود غافل نباشد» .

رابطه و تفاوت سحر و عرفان

نقل شده در زمان امام صادق(عليه‌السلام) شخصي مدّعي بود که قادر است از اشيايي که ديگران پنهان کرده¬اند خبر دهد. مردم به عنوان سرگرمي و تفريح از راه¬هاي مختلف وي را امتحان کردند. آن فرد برخلاف انتظار حاضرين به خوبي از پس امتحانات برآمد، تا اينکه امام صادق(عليه‌السلام) سر رسيد، اوضاع را جويا شد، جريان را شرح دادند. حضرت دست خود را مشت کردند و از او پرسيد؛ در دست من چه چيزي است؟ او بعد از لحظاتي تأمل و فکر، با حالت تحيّر و تعجّب به امام خيره شد. امام(عليه‌السلام) پرسيد چرا جواب نمي‌دهي؟ گفت جواب را مي‌دانم ولي در تعجبم شما از کجا آن را آورده¬ايد. آن شخص ادامه داد: در تمام کرة زمين همه چيز مسير طبيعي خود را مي¬گذراند فقط در يک جزيره مرغي دو تا تخم گذاشته که يکي از آنها مفقود شده و آنچه در دست توست بايد همان تخم باشد. حضرت تصديق کردند. امام(عليه‌السلام) از او پرسيد چگونه به اينجا رسيدي؟ جواب داد: «با مخالفت با هواي نفس»، هرچه دلم خواست خلافش را انجام دادم. حضرت از او خواست مسلمان شود. جواب داد، دوست ندارم. امام(عليه‌السلام) فرمود؛ مگر قرار نبود با هواي نفست مخالفت کني؟ طبق عهد خودت الان بايد مسلمان شوي، چون دوست نداري مسلمان شوي. زمينه فراهم بود؛ هم به قدرت معنوي امام پي¬برد و هم در مقابل استدلال امام پاسخي نداشت. بعد از مسلمان شدن، قدرت غيبي خود را از دست داد. سراغ امام آمد و زبان به شکوه گشود «قبلاً که مسلمان نبودم اين قدرت را داشتم الان که خدا را پذيرفتم قدرتم را از دست داده¬ام! اين چه ديني است؟» امام(عليه‌السلام) فرمود: «تاکنون متحمّل زحمتي شده بودي و خداوند در همين عالم مزد زحمت تو را مي‌داد و بعد از دريافت مزد، طلبي از خدا نداشتي چون با خدا بيگانه بودي و از الان آنچه عمل مي¬کني خداوند براي آن جايي که به آن نيازمندي ذخيره مي‌کند و آنچه که قبلاً داشتي براي نيل به سعادت ابدي، سودي به تو نمي‌رساند».

رابطه و تفاوت سحر و عرفان

سخن آخر اين که قدرت¬هاي غيرعادي به خودي خود نه نشان عرفان است و نه ضدعرفان تلقي مي¬شود و در اين ميان دسته‏اي از قدرت‏هاي غيرعادي هم چون طي‌الارض و ورود با عالم مثال و ذهن خواني و تخليه روح مشترک بين مؤمن و کافر است. از طرف ديگر بايد دانست که ورود به بعضي از عوالم و درک تجربه توحيدي ناب (مکاشفات ذاتيه و سريه) مرتبه‏اي است که فقط براي موحدين امکان‌پذير است. مانند درک اسماء و صفات الاهي و ورود به عالم خلوص و درک توحيد مطلق که آرزوي هر سالک طريق عرفان راستين است.

———————————–

منبع : پرسمان دانشجویی

حالات عرفانی آیت الله قاضی : عرفان و عبادت های آیت الله قاضی چگونه بود

حالات عرفانی آیت الله قاضی : عرفان و عبادت های آیت الله قاضی چگونه بود

حالات عرفانی آیت الله قاضی : عرفان و عبادت های آیت الله قاضی چگونه بود

حالات عرفانی آیت الله قاضی

 

حالات عرفاني و عبادي آيت الله سيد علي قاضي

از احوالات عبادی ایشان آن گونه که باید به ما نرسیده ولی کثرت سجده و انقطاعشان به گونه ای بود که گاهی شاگردان خدمتشان می رسیدند و او آن قدر در سجده بود که آنها ناامید شده و برمی گشتند. عبادت شبانه کلامش را نافذ و آتشین کرده بود و به جمله ای دلی را می ربود: « دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان ».
و علامه طباطبائی با همان عبارت، شوری در دل می بیند و تا آخر عمر در محضرش به کسب فیض می نشیند و دست از او بر نمی دارد.

حالات عرفانی آیت الله قاضی : عرفان و عبادت های آیت الله قاضی چگونه بود

حالات عرفانی آیت الله قاضی

انس با قرآن

آقای قاضی بر انس با قرآن تأکید بسیار داشتند، از جمله در نامه ای به یکی از شاگردانشان این چنین می فرمایند: « علیکم بقراءة القران الکریم فی اللیل بالصوت الحسن الحزین فهو شراب المؤمنین ::: بر شما باد به قرائت قران کریم در شب، با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن شراب مؤمنین است. »
و می فرمودند: « و آن قرة العیون مخلصین را همیشه در چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صوت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی ».
و ظاهر آداب ایشان بر این قرار داشته که با قرآن استخاره نمی کردند و به شاگردانشان هم می فرمودند: « بنده، به قرآن کریم استخاره نمی کند ».
و به شاگردش آیت الله علی محمد بروجردی می گوید: « هیچ گاه از قران جدا مشو. »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

تلاوت مسبّحات

آیت الله کشمیری فرمود:« آقای قاضی سجده های طولانی داشت و معمولاً قبل از خواب، « مسبّحات» را تلاوت می فرمود و برای روشنایی قلب، هفتاد مرتبه استغفار بعد از نماز ظهر و عصر را تجویز می کرد. »
علامه طباطبائی فرموده اند: « …سوره های مسبحات که با یسبّح و سبّح شروع می شود پنج عدد است: سورهای حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن. و سوره اعلی که با «سبّح» به فعل امر شروع می شود، جزء مسبحات نیست، گرچه در روایتی وارد شده است ولیکن در روایت معتبره، مسبحات را همان پنج سوره تعیین کرده است.
و در روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این پنج سوره را هر شب قبل از خواب می خواندند و از سبب قرائت این سوره ها از آن حضرت سؤال کردند؛ حضرت در جواب فرمودند: در هر یک از این سوره ها آیه ای است که به منزله هزار آیه از قرآن است! و در روایت دیگر وارد شده است که هر کس «مسبحات» را شب، قبل از خواب بخواند، نمی میرد مگر آنکه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم را قبل از مردن می بیند؛ و آن حضرت محل و مقام وی را در بهشت به او نشان می دهند!

حالات عرفانی آیت الله قاضی

نماز

آری و سرانجام چهل سال استقامت در بندگی و ثبات در عاشقی، چهل سال تنها به دنبال خودِ خدا بودن و به دنبال کشف و کرامت نگشتن، او را تنها به خود معشوق می رساند چرا که شنیده است: « ألیس الله بکافٌ عبده : و مگر خدا خود برای بنده اش کافی نیست! سوره زمر آیه 36. »
آیت الله نجابت به نقل از ایشان می گوید: « فقر و بی پولی و اولاد زیاد همواره به من فشار می آورد اما هنگامی که سر نماز می ایستم خداوند تبارک و تعالی لذت عبودیت را به قسمی به بنده می فهماند که قریب به یک ساعت نمازم طول می کشد و پس از نماز فکر می کنم این لذت عبودیت در نشئه بعدی به نحوی که عبودیت و ربوبیت حفظ شود آیا نصیبمان می شود یا نه؟! »
و راستی که چه زیباست این نجوای سیدالساجدین، زین العابدین(ع) و چه درست می آید در مورد این بزرگان:« إلهی بک هامت القلوب الوالهه و علی معرفتک جمعت العقول المتباینه فلا تطمئن القلوب إلا بذکرک و لا تسکن النفوس إلا عند رؤیاک ::: خدایا چه دل های سرگشته و قلب های بی تاب که شیفته و دیوانه تو شد و چه عقل ها که معرفت تو را گرد هم آورد و راه به جائی نبرد، مگر این دل ها جز به یاد تو آرام می شوند و مگر این جان های بی قرار جز لحظه دیدار تو آرام و قرار می گیرند؟! »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

آیت الله قاضی می گوید: « گاهی طلبکار به در منزل می آید و در خانه چیزی نیست تا بدهم. از هر طرفی در فشارم، ولی در نماز به برکت خود خدا مثل این که نه زن دارم و نه بچه و نه قرضی؛ مشغول نماز که می شوم آهنگ افلاک را می شنوم. از خدا خواسته ام که این سماع را از من برندارد. »
از آیت الله نجابت نقل شده که: « این تازه احوالات ایشان در اواسط راه و بدایات بوده، والا در نهایات که بسیار برتر است. » و او نه تنها از دنیا و مردم آن منقطع است که از آخرت هم چشم پوشیده و به شاگردان خود نیز می گوید: « در حال نماز یا ذکر و عبادت در برابر زیبای مطلق و جمال جمیل الهی هر چه دیدید و شنیدید، شما را مشغول نکند و مبادا به بهانه بهشت از بهشت آفرین غافل شوید. »
و شاگردی چون علامه در این سیره توحیدی پرورش می یابد که می گوید: « روزی من در مسجد کوفه نشسته بودم و مشغول ذکر بودم. در آن بین یک حوریه بهشتی از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتی در دست داشت و برای من آورده بود و خود را به من ارائه می نمود. همین که خواستم به او توجه کنم، ناگهان یاد حرف استاد افتادم و لذا چشم پوشیده و توجهی نکردم. آن حوریه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را تعارف کرد. من نیز توجهی ننمودم و روی خود را برگرداندم و آن حوریه رنجیده شد و رفت. »
از مرحوم سید هاشم رضوی نیز نقل شده است: « ایشان فرزندی داشتند که خیلی مورد علاقه شان بود و با حادثه برق گرفتگی از دنیا رفت. در آن روزهای غم انگیز به خدمتشان شرف یاب شدم تا عرض تسلیتی کرده باشم. اولاً فرمودند:آن بچه تا الان نزد من بود شما که آمدید او رفت. و سپس در خلال عرض تسلیت فرمودند: تمام همّ و غمّ دنیا در نزد ما تا اول الله اکبر نماز است. »
می فرمود: « دو سه روز است در این فکرم که اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانیم چه بکنیم؟!

حالات عرفانی آیت الله قاضی

به او می گویند: تو و اینهمه اهل و عیا ل و خرج زیاد و بی پولی؟ می گوید: « این حال را دوست دارم. در مقابل آن غنای مطلق باید فقیرترین باشم، وقتی پول ندارم احساس نیاز بیشتری به خدا می کنم و التفاتم به خدا بیشتر می شود و در آن حال با خود می اندیشم آیا این لذایذی که از نماز نصیبم می شود، در برزخ هم نصیبم می شود. »
شبی تمام در سجده ًحسن حسن ً می گوید و وقتی از او می پرسند که چرا چنین می گویید، پاسخ می دهد: « خداوند به من فرزندی داده است که دیدم خیلی تسلیم است من هم گفتم در سجده حسن حسن بگویم تا خدا به من هم مثل او سلم بدهد. » تنها چیزی که می تواند از اسرار نماز برای دیگران بگوید این است:« اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان می ماند. »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

نماز شب

آن احوالات نمازهای روزانه است، اما او شب ها نیز آرام و قرار ندارد.
آیت الله نجابت می فرمود:« کم می خوابد و مکرر بیدار می شود مثل کسی که دنبالش کرده اند، این عشق، این جنون الهی مگر برای او خواب گذاشته است، بیدار می شود و به نماز مشغول می شود، اما نه چهار رکعت، نه ده رکعت و یازده رکعت که تا بیست رکعت و بیشتر ».و توصیه ایشان به علامه طباطبائی معروف است که:« دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان ».
خودش می گوید: « 20 سال تمام است که وضو دارم و بی وضو نبوده ام، الا حین تجدید وضو و نخوابیدم مگر با طهارت آبی. »یک روز هم که فرزندشان از ایشان می پرسد شما چه می کنید که هر وقت می خواهید بیدار شوید، این قدر راحت بیدار می شوید؟ آیه آخر سوره کهف را می خوانید؟ جواب می شنود که: « نه، بیدار می شوم چون باید بیدار شوم. »
آقای سید محمد حسن قاضی می گوید: « روزی با یکی از برادرانم در رابطه با حالات معنوی و شب زنده داری پدرمان صحبت می کردیم. پرسیدم: شما خاطره ای در این باره دارید؟ گفت: او شب ها همیشه مشغول راز و نیاز با خدای خود بود و ستاره های شب با گریه های او آشناست. در خانه ما دو اتاق تو در تو بود که فقط یک درب بیرونی داشت. مادرم و تمامی بچه ها در این اتاق می خوابیدند و اتاق دیگر مخصوص پدرمان بود که شب ها در آن جا استراحت می کرد. بسی از شب های طولانی که صدای گریه و زاری از آن اتاق به گوش می رسید. ولی هیچ کس جرأت بیان کردن نداشت و همیشه من درصدد این بودم که به حقیقت آن دست یابم.

حالات عرفانی آیت الله قاضی

در یکی از شب ها با صدای گریه از خواب بیدار شدم. همه خوابیده بودند و سکوت همه جا حاکم بود و تنها صدای شیونی بود که از آن اتاق به گوش می رسید. یواشکی به سوی اتاق مزبور به راه افتادم همین که به در اتاق نزدیک شدم از سوراخ در، به درون اتاق نگاه کردم و دیدم پدرم نشسته و با حالت خاص معنوی، صورتش را با دست هایش پوشانده است و مشغول ذکر می باشد و ظاهراً دعایی را به صورت تکرار بیان می کند. با حالت اضطراب به بستر خود برگشتم و متوجه شدم مادرم بیدار شده و سراغ مرا می گیرد. همین که مادرم را دیدم، زود انگشتش را به دهان گذاشت و مرا به سکوت و آرامش دعوت کرد. »
او در نامه ای که به یکی دیگر از شاگردانش می نویسد، چنین می فرماید: « اما نماز شب، پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر بوسیله نماز شب. »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

نشاط برای نماز شب

علامه طهرانی درباره سید هاشم حداد می نویسد: « … ایشان در اول غروب پس از نماز مغرب، مقدار مختصری به عنوان شام آنچه را که از منزل مجاور یعنی منزل سر کوچه که عیالاتشان آنجا بودند می آوردند، تناول نموده و پس از ادای نماز عشاء می خوابیدند. ساعتی می گذشت بیدار می شدند و از بام به زیر می آمدند و تجدید وضو نموده، بالا می آمدند و چند رکعت نماز با صدای خوش و آهنگ دلنشین قرآن از سوره های طویل می خواندند؛ و بعداً قدری همین طور متفکراً رو به قبله می نشستند؛ و سپس می خوابیدند. باز بیدار می شدند و چند رکعت نماز دیگر به همین منوال می خواندند. و چون شبها کوتاه بود لهذا دیگر وقتی به اذان صبح باقی نمی ماند.
و چه بسا این حال یا در دفعه اول که بیدار می شدند می فرمودند: سید محمد حسین! چای یا آب گرم بیاور! حقیر پائین می رفتم و روی چراغ فتیله نفتی چای درست می کردم و فوراً می آوردم.
می فرمودند: مرحوم آقا ( یعنی مرحوم قاضی) خودش اینطور بود و به ما هم اینطور دستور داده بود که: « در میان شب چون برای نماز بر می خیزید، چیز مختصری تناول کنید؛ مثل چای یا دوغ یا یک خوشه انگور، یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

سجده های طولانی

آیت الله کشمیری می فرمود: « در ایامی که در نجف خدمت مرحوم قاضی مشرف می شدم گاهی به منزلشان که می رفتم می دیدم ایشان در سجده هستند و آن قدر سجده ایشان طولانی بود که من خسته شده و از منزل بیرون می آمدم! »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

تیز بینی در انجام مستحبات

یکی از اشخاصی که به مرحوم آقای قاضی علاقه داشت و رابطه دوستی و رفاقت با هم داشتند مرحوم آیت الله میرزا باقر زنجانی( متوفی1394ق) بود که از مدرسین ممتاز و مجتهدین نامی نجف به شمار می رفت.
فرزند معظم له جناب حجة الاسلام شیخ محمود زنجانی نقل کردند: « پدرم صمیمیت زیادی با مرحوم قاضی داشت و از جوانی با هم دوست و رفیق بودند. البته ایشان در سلک و روش عرفانی مرحوم قاضی نبود و چه بسا هم به طور مطلق قبولش نداشت ولی سیّد را شخصی اهل معنی و بزرگوار می دانست. روزهای جمعه که در منزل آقای قاضی روضه برقرار می شد، تشریف می برد و ایشان هم برای روضه منزل ما می آمدند.
پدرم نقل کرد: روز جمعه ای به منزل آقای قاضی رفتم بعد از اتمام روضه چند نفری نشستند و مشغول صحبت شدیم، نزدیک زوال که شد آقای قاضی فرمود: ببخشید، اگر اجازه بدهید من یک غسل جمعه ای بکنم؛ چون من ملتزم به انجام آن هستم.و پس از آن بلند شد و در ایوان منزل عریان شده و لنگی به کمر بست و یک پارچ کوچک را که در حدود دو لیوان آب می گرفت پر از آب کرده در کنار خود گذاشت، سپس پارچه ای را داخل پارچ کرده و خیس نمود و با آن سر خود را مرطوب کرد پس از آن صورت، بعد بدن و بالاخره تمام بدن را خیس کرد و سپس با حوله پاک نمود و لباسهایش را پوشیده و نزد ما آمد و نشست. ما که متعجبانه به ایشان نگاه می کردیم گفتیم: آقای قاضی! غسل شما این بود؟!
قاضی فرمود: « بلی! این غسل سنت{ مستحب } است که در آن نباید اسراف بشود. » و ما از این رفتار بی آلایش و بدون تکلف ایشان بسیار تحت تأثیر قرار گرفتیم. »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

برنامه ماه رمضان

نقل است که: در دهه اول و دوم ماه رمضان ، مجالس تعلیم و انس ایشان در شبها بود؛ در حدود چهار ساعت از شب گذشته شاگردان به محضر ایشان می رفتند و دو ساعت مجلس طول می کشید.
ولی در دهه سوم، مجلس تعطیل بود و مرحوم قاضی دیگر تا آخر ماه رمضان دیده نمی شدند؛ و هر چه شاگردان به دنبال ایشان می گشتند در نجف، در مسجد کوفه، در مسجد سهله و یا در کربلا، ابداً اثری از ایشان نبود! و این رویه مرحوم قاضی در همه سال بود تا زمان رحلت. »

حالات عرفانی آیت الله قاضی

خلوت

سکوتش بیشتر از کلامش است و خلوتش بیشتر از جلوتش.
روزهایی در بعضی ایام سال نیست، می شود. هیچ کس خبری از او ندارد نه در مدرسه و نه در مسجد ، نه در کوفه و نه در سهله. هیچ کس او را نمی یابد. او کجاست؟ چه می کند؟ با کیست؟ چگونه رفته؟ و چگونه بر می گردد؟ هیچ کس نمی داند، هیچ کس…
آری! مداومة الخلوة دأب الصلحا.
و این خلوت او نه تنها، تنهایی نیست، بلکه آکنده از اسرار است. راستی او چه عوالمی دارد که کسی راه بدان ندارد و حتی برای شاگردانش که محرم ترین ها به او هستند، اسرار را فاش نمی کند.
انس او با خلوت است و رروح او با وحدت. ساعت ها به تفکر در وادی السلام می پردازد و خودش می گوید که : « با روح مردگان مأنوس تر است تا با زندگان. »

——————————————

منبع : پرسمان دانشجویی

جایگاه طب اسلامی : اهمیت و مقدار جایگاه طب اسلامی در سلامت

جایگاه طب اسلامی : اهمیت و مقدار جایگاه طب اسلامی در سلامت

جایگاه طب اسلامی : اهمیت و مقدار جایگاه طب اسلامی در سلامت

جایگاه طب اسلامی

 

جایگاه طب در تفکرات بشر از قدیم الایام بوده و همچنان خواهد بود زیرا دانش طب و درمان بشر یکی از نیازهای اصلی و اساسی بشر هست و هیچگاه از اهمیت آن کاسته نشده و نمی شود بلکه روز به روز در حال پیشرفت و تحقیقات نوین هست.

در ادیان الهی و در سیره انبیاء عظام علم طب و درمان بشر یکی از منش های دینی بوده است.

جایگاه طب اسلامی : اهمیت و مقدار جایگاه طب اسلامی در سلامت

اهمیت و جایگاه طب اسلامی

روش و منش انبیاء عظام وائمّه هدی (علیهم السلام) و سیره آنها پیرامون طب و بهداشت واستفاده از گیاهان داروئی و میوه جات برای درمان در کتب فراوانی قابل مشاهده هست.

ادریس نخستین بنیانگذار طبّ

بر اساس مدارک موجود در تاریخچه طب دینی و اسلامی ادریس پیامبر نخستین سنگ بنای طب را نهاده است و در تاریخ از ایشان به عنوان هُرمُس اول نام برده می شود (هُرمُس نام دو تن از حکمای یونان و نامی برای ادریس پیامبر بوده است) و البته پس از حضرت ادریس پیامبران و از جمله حضرت داوود در کتاب120 جلدی زبور با عنوان آیین زندگی بشریت این مسیر را ادامه دادند.

گفتگوی حضرت داوود با گیاهان

ابن عباس در حدیثی از معصوم (علیه السلام) نقل میکند که حضرت داوود (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) هنگام عبادت با گیاهان به اذن خداوند صحبت می کردند و از گیاهان در مورد اینکه چه خاصیتی دارند و چه دردی را درمان میکنند سؤال میکرده اند و گیاهان پاسخ می داده اند.

جایگاه طب اسلامی

هدایای پادشام مصر برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم)

در تاریخ آمده زمانی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به پادشاهان نامه می فرستادند و آنها را به توحید و یکتاپرستی دعوت میفرموده و نامه‌های حضرت به حبشه، ایران، یمن و مصر فرستاده شده است؛ پادشاه مصر به محتوای نامه علاقه نشان داد هرچند دعوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) را به اسلام نپذیرفت اما هدایایی برای حضرت فرستاد.

هدایای پادشاه مصر برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) شامل عسل، پزشک و یک زن مصری به منظور ازدواج پیامبر با (صلی الله علیه و آله و سلّم) او بود، پیامبر عسل و ازدواج را پذیرفت ولی پزشک را پس فرستاد. زیرا حضرت معتقد بودند که اسلام خود پزشک روح و روان و جسم و جان هست که فقط یکی از دستوراتش این هست که: مسلمان تا هنگامی که گرسنه نشود دست به غذا نمی برد و لذا بیمار نمی‌شود.

جایگاه طب اسلامی

ظهور ابن سینا در قرن چهارم

جناب حکیم ابوعلی سینا در قرن چهارم با دانشی وافر در زمینه علم طبّ ظهور و رشد کرد و با استفاده از تجربیات  و تفکرات اسلامی  تفکرات طبی بقراط و جالینوس رابه  نقد  کشید و پایه گذار طب سنتی و اسلامی شد و با نوشتن کتاب قانون خدمت بزرگی به مسلمانان کرد.

احادیث دینی در مورد بهداشت و سلامت

از انبیاء عظام و أئمّه هدی (علیهم السلام) نیز احادیث زیادی در باب آداب بهداشت و سلامت، خوردن و آشامیدن و راههای سالم زیستن درکتب شیعه و سنی آورده شده است.

اسلام در همه ابعاد جوابگوی بشر هست

با این وصف کوتاه که عرض کردم اسلام در هیچ بعدی از ابعاد مورد نیاز انسان به بیگانه محتاج نیست.

اسلام در همه ابعاد جوابگوی بشر هست؛ در اخلاق، در اقتصاد، در حکومت داری، در طب و بهداشت و در سایر موارد الحمدلله پاسخگو هست و چیزی کم ندارد که ما محتاج بیگانه و اجنبی باشیم که البته هرگز دلشان به حال ما نمیسوزد.

—————————–

منبع : پورتال انهار

داستان گوهر پنهان : داستانی زیبا و معنوی درباره حضرت موسی

داستان گوهر پنهان : داستانی زیبا و معنوی درباره حضرت موسی

داستان گوهر پنهان : داستانی زیبا و معنوی درباره حضرت موسی

داستان گوهر پنهان

 

داستان جالب گوهر پنهان

روزی حضرت موسی به خداوند عرض کرد: ای خدای دانا وتوانا ! حکمت این کار چیست که موجودات را می‌آفرینی و باز همه را خراب می‌کنی؟ چرا موجودات نر و ماده زیبا و جذاب می‌آفرینی و بعد همه را نابود می‌کنی؟
خداوند فرمود : ای موسی! من می‌دانم که این سوال تو از روی نادانی و انکار نیست و گرنه تو را ادب می‌کردم و به خاطر این پرسش تو را گوشمالی می‌دادم. اما می‌دانم که تو می‌خواهی راز و حکمت افعال ما را بدانی و از سرّ تداوم آفرینش آگاه شوی. و مردم را از آن آگاه کنی. تو پیامبری و جواب این سوال را می‌دانی. این سوال از علم برمی‌خیزد. هم سوال از علم بر می‌خیزد هم جواب. هم گمراهی از علم ناشی می‌شود هم هدایت و نجات. همچنانکه دوستی و دشمنی از آشنایی برمی‌خیزد.

 

داستان گوهر پنهان : داستانی زیبا و معنوی درباره حضرت موسی

آنگاه خداوند فرمود : ای موسی برای اینکه به جواب سوالت برسی، بذر گندم در زمین بکار. و صبر کن تا خوشه شود. موسی بذرها را کاشت و گندمهایش رسید و خوشه شد. داسی برداشت ومشغول درو کردن شد. ندایی از جانب خداوند رسید که ای موسی! تو که کاشتی و پرورش دادی پس چرا خوشه‌ها را می‌بری؟ موسی جواب داد: پروردگارا ! در این خوشه‌ها، گندم سودمند و مفید پنهان است و درست نیست که دانه‌های گندم در میان کاه بماند، عقل سلیم حکم می‌کند که گندمها را از کاه باید جدا کنیم. خداوند فرمود: این دانش را از چه کسی آموختی که با آن یک خرمن گندم فراهم کردی؟ موسی گفت: ای خدای بزرگ! تو به من قدرت شناخت و درک عطا فرموده‌ای.

خداوند فرمود : پس چگونه تو قوه شناخت داری و من ندارم؟ در تن خلایق روحهای پاک هست، روحهای تیره و سیاه هم هست . همانطور که باید گندم را از کاه جدا کرد باید نیکان را از بدان جدا کرد. خلایق جهان را برای آن می‌آفرینم که گنج حکمتهای نهان الهی آشکار شود.

خداوند گوهر پنهان خود را با آفرینش انسان و جهان آشکار کرد پس ای انسان تو هم گوهر پنهان جان خود را نمایان کن.

————————–

منبع : پرشین وی

چرا در نماز به جای الله اکبر, الله رحمان نمی گوییم

چرا در نماز جای الله اکبر الله رحمان نمی گوییم

چرا در نماز جای الله اکبر الله رحمان نمی گوییم

چرا در نماز جای الله اکبر الله رحمان نمی گوییم

به نقل از کانال رسمی تلگرام حجت الاسلام و المسلمین پناهیان، در متن زیر به این پرسش پاسخ می دهیم که چرا ما سر نماز به جای «الله اکبر»، «الله رحمان» یا «الله ارحم» نمی‌گوییم؟ مگر در دعاها نداریم: «يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه؛ ای کسی که رحمت او از غضب او پیشی گرفته است.»  آیا بهتر نبود به جای «الله اکبر» و به جای «خدای بزرگ و باعظمت»، بگوییم: «ای خدای مهربان»؟ آیا این‌طوری، دل ها بیشتر به نماز جذب نمی‌شد؟ چرا تا می‌آییم سر نماز از کبریائی خدا حرف می‌زنیم؟
چرا در نماز جای الله اکبر الله رحمان نمی گوییم
در دعای کمیل وقتی ذاکران اهل‌بیت(ع) مناجات می‌خوانند، مدام از مهربانی خدا برای ما سخن می‌گویند، ما هم گریه می‌کنیم. خُب، چرا ما در نماز هم چنین ترفندی به کار نبریم و به جای «الله اکبر» نگوییم «الله رحمان»، بعدش هم حسابی گریه کنیم؟! مثلاً به جای «الله اکبر»، بگوییم: «خدایا! عزیز دلم، تو چقدر مهربانی!» چه عیبی دارد این‌طوری با خدا عشق‌بازی کنیم؟! آخر با کبریائی و عظمت خدا که نمی‌شود عشق‌بازی کرد، نمی‌شود با آن اشک ریخت!

چرا در نماز جای الله اکبر الله رحمان نمی گوییم

چرا این‌قدر می‌گوییم الله اکبر؟ چرا نماز مملوّ از عظمت الهی است؟ چرا ما همیشه در مقابل کبریائی خدا سر به خاک می‌گذاریم؟ چرا در هر رکعتی از نماز، حتماً باید رکوع و سجده را به‌جا آوریم؟
برای اینکه نماز می‌خواهد مثل پادگان به ما یک چیزی را یاد بدهد و آن عظمت و ابهت خداوند است. وقتی فرمانده‌ای نیاز دارد عظمتش در دل سرباز بنشیند، نمی‌گوید «آقای سرباز! من برایت یک ماشین می‌خرم، در عوض تو هم حرف مرا گوش خوب بده!» فرمانده نمی‌آید برای چند ماه دورۀ آموزشی‌ای که سرباز به پادگان می‌رود، مدام نخود و کشمش در جیب سرباز بریزد و به او بگوید «عزیز دلم، امروز هم یک چیز خوشمزه دیگر برای تو خریده‌ام، عوضش تو هم دستور مرا گوش کن. اگر هم احیاناً جنگی پیش آمد، یک‌موقع فرار نکنی‌ها! عزیزم قبول است؟! نمی‌خواهد موهایت را از ته بزنی، من خودم موهایت را به مُدل دل‌خواهت اصلاح می‌کنم، ژل هم به موهایت می‌زنم! اما در عوض اینکه من اینجا تو را تحویل می‌گیرم، تو هم در میدان جنگ مرا تحویل بگیر!»

چرا در نماز جای الله اکبر الله رحمان نمی گوییم

بعضی‌ها می‌گویند: «خدایا، مشکل مرا حل کن، تا بنشینم برای تو نماز بخوانم!» کار اینها مثل کسی است که به سربازی برود و به فرمانده پادگان بگوید: «تو اول بیا حسابی مرا تحویل بگیر و کارهای مرا انجام بده، تا من پس‌فردا برای تو بجنگم!» اگر فرمانده بخواهد این‌طوری با سرباز رفتار کند، ابهت و عظمت فرمانده در دل این سرباز نمی‌نشیند. اثرش این خواهد بود که پس فردا در لحظات حساس و خطرناک جنگ، دستور فرمانده را اجرا نمی‌کند. فرمانده به او می‌گوید: «برو جلو»، می‌گوید: «صبر کن ببینم، چرا بروم جلو؟» امّا از قدیم معروف بوده که «ارتش چرا ندارد.»

چرا در نماز جای الله اکبر الله رحمان نمی گوییم

بحث ما این نیست که این کارها در ارتش، درست است یا نه، و اگر لازم است حد و مرز آن چقدر است، اما در نیروهای نظامی دستور فرمانده بسیار حساس و مهم است. در نیروهای نظامی، ساختار باید استحکام داشته باشد. لذا دیسیپلین نظامی و آداب ویژه‌ای دارند که همه باید از این آداب تبعیت کنند. درِ خانۀ خدا هم باید شبیه همین اتفاق بیفتد تا عظمت و ابهت پروردگار عالم در دل ما جای بگیرد.
و اما اینکه چرا باید عظمت خدا در دل ما جا بگیرد، زیرا 1. قدرت اجرای دستورات خدا-که به نفع خودمان است- را پیدا کنیم 2. بتوانیم عاشق خدا شویم.
منبع: شهرخبر
جدیدترین و بهترین روش حفظ قرآن

جدیدترین و بهترین روش حفظ قرآن برای همه سنین کودکان و بزرگسالان

جدیدترین و بهترین روش حفظ قرآن برای همه سنین کودکان و بزرگسالان

جدیدترین و بهترین روش حفظ قرآن

 
مراحل حفظ قرآن کریم
1. آشنایی با روخوانی و روانخوانی
بعضیها بدون طی کردن مراحل حفظ قرآن نیز می توانند قرآن را ـ هرچند با دشواری و تمرین بیشتر ـ حفظ کنند، ولی مراحلی که سپری کردن آنها در افزایش سرعت و مقدار و دوام حفظ آیات قرآن بسیار مؤثر است، هفت مرحله است و مرحله اولِ آن، این است که تلاش کنید، پیش از حفظ قرآن، یک دوره آموزشِ «روخوانی» قرآن را یاد بگیرید و «روانخوان» شوید تا از همان آغاز و با تسلط بر روخوانی قرآن، آیات الهی را به طور صحیح و بدون غلط بخوانید و با تسلط بر روانخوانی قرآن، با سرعت بیشتری، آیات بیشتری را حفظ نمایید.

2. آشنایی با تجوید قرآن
بهتر است که علمِ «تَجویدِ»، قرآن یا همان «نیکو خوانیِ» قرآن را، پیش از حفظ آیات، فرا بگیرید، تا از همان آغاز حفظ قرآن، آیات را نیکوتر و زیباتر نیز بخوانید؛ زیرا آشنا بودن با علم تجوید، انجام دادن این کار را برای شما بسیار آسانتر می کند.

3. آشنایی با دستور زبان قرآن
چنانچه برای شما امکان دارد، بکوشید یک دوره دستور زبان عربی را که به آن «صَرف و نَحْو» می گویند، هرچند به صورت مختصر و اِجمالی، فرا بگیرید؛ زیرا آگاه بودن از قواعد دستور زبان عربی و آشنایی با آنها، در سرعت و مقدار حفظ آیات قرآن بسیار مؤثر است.

4. آشنایی با لحن عربی قرآن
از همان آغاز، آیات قرآن را با لَحن و آهنگ و لهجه عربی حفظ کنید. برای این منظور، به تلاوت و قرائت قاریان معتبر و مشهور عرب و ایران گوش فرا دهید.

5. آشنایی با روش ترتیل قرآن
تلاوت قرآن به روش «تَرتیل» را بیاموزید و بکوشید که قرآن را با همین روش، حفظ کنید. برای یادگیری آن، می توانید به نوارها و سی دی های تلاوت قرآن با روش ترتیل، مانند نوار ترتیلِ استادان: «محمد صِدّیق مَنشاوی» و «عبدالرحمن حُزَیفی» گوش فرا دهید و خودتان نیز همراه آنها بخوانید، یا در جلسات تلاوت قرآن به روش ترتیل، شرکت نمایید، و یا این روش را زیر نظر «استاد» یاد بگیرید و تمرین کنید تا کاملاً با روش و سَبک ترتیل آشنا شوید و بر آن مسلط گردید. در صورتی که حفظ قرآن و تکرار آیات آن با روش ترتیل، از نظر سرعت، برای شما تُند و سریع است، می توانید با روش دیگری به نام «تَحقیق» که از نظر سرعت، آهسته تر از روش ترتیل است، آیات قرآن را تکرار و حفظ کنید و به نوارهای تحقیقِ استادانی همچون: «محمود خلیل الحُصَری» و «عبدُ الباسِط محمد عبدُ الصمد» گوش فرا دهید.

6. آشنایی با ترجمه قرآن
بکوشید که پس از حفظ هر قسمت از قرآن، با ترجمه و معنی کلمات و آیات آن قسمت نیز آشنا شوید. این آشنایی، افزون بر داشتن آثار علمی و اخلاقی و معنوی، می تواند عاملی مؤثر در به یادآوردن آیات حفظ شده، هنگام مرور محفوظات قرآنی، نیز باشد. به طور نمونه، اگر شما آیه 13 سوره «حُجُرات»، یعنی آیه «… إِنَّ أَکرَمَکُمْ عِندَ اللّهِ أَتقیکُم…»؛ را حفظ کنید و با معنی و مفهوم آن، یعنی «گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.» نیز آشنا گردید، پس از مدتی و هنگام مرور محفوظات قرآنی خود، به این آیه که می رسید، چنانچه قسمتِ «إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ» را به یاد آوردید، اما قسمتِ «أَتقیکُم» را فراموش کردید، چون از پیشْ با معنیِ «أَتقیکُم: پرهیزکارترین شما» آشنا بوده اید، بهتر و سریع تر می توانید قسمتِ «أَتقیکُم» را به یاد آورید و مثلاً به جای آن، عبارتِ «أَغنیکُم» را که به معنیِ «ثروتمندترین شما» است، نگویید؛ زیرا از پیش می دانسته اید که «گرامی ترین انسانها نزد خدا پرهیزکارترین آنان است، نه ثروتمندترین آنان» و «پرهیزکارترین»، معنیِ «أَتقیکُم» و نه چیز دیگری است؛ هرچند برخی بر این عقیده اند که «حتی آشنایی با ترجمه و معانی کلمات و آیات قرآن، پیش از حفظ آنها و نه پس از آن، می تواند در حفظ بهتر و سریع تر و پایدارتر آیات نیز تأثیر مثبت بگذارد.»

7. آشنایی با تناسب معنایی آیات قرآن
آگاهی از تناسب معنایی آیات با یکدیگر می تواند عامل مؤثر دیگری در حفظ آیات قرآن و بویژه قسمت پایانی آنها باشد. مثلاً «اصمعی» می گوید: «روزی آیه «والسّارِقُ والسّارِقَةُ فَاقطَعُوا أَیدیَهُما جَزآءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللّهِ» را خواندم و آن را با عبارت «واللّه ُ غَفورٌ رَحیمٌ» به پایان رساندم. شخصی بیابان نشین نزدیک من بود و قرآن خواندن مرا شنید. آن شخص به من گفت: آیه را دوباره بخوان. من نیز آن آیه را دوباره خواندم و با همان عبارت «واللّه ُ غَفُورٌ رَحیمٌ» به پایان رساندم. آن شخصِ بیابان نشین به من گفت: آیه را به صورت اشتباه خواندی. به او گفتم: مگر تو قرآن می دانی؟ پاسخ داد: نه! من قرآن نمی دانم. به وی گفتم: پس، چگونه می گویی که من آیه را اشتباه خوانده ام؟ جواب داد: آن گونه که تو آیه را خواندی، آغاز و پایان آن، از نظر معنی و مفهوم، با یکدیگر تناسب ندارند؛ زیرا خداوند هم از کیفر و عقوبت سخن می گوید و هم خودش را به غَفورٌ رَحیمٌ توصیف می نماید. پس از سخن این شخصِ بیابان نشین متوجه شدم که پایان آیه، عبارتِ «وَ اللّه ُ عَزیزٌ حَکیمٌ» است. و همین تناسب معنایی را نیز در آیه 98 سوره «یوسُف» می توان دید؛ زیرا فرزندان حضرت «یعقوب» علیه السلام به او گفتند: «ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را طلب کن که ما خطا کار بودیم.» حضرت به آنان فرمودند: «… سَوفَ أَستَغفِرُ لَکُمْ رَبّیآ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»؛ «بزودی برای شما از پروردگارم آمرزش می طلبم که او آمرزنده و مهربان است.» همان گونه که در این آیه کریمه نیز می بینید، آغاز این آیه، یعنی «أَستَغْفِرُ: آمرزش می طلبم» با پایان آن، یعنی «اَلْغَفُورُ: آمرزنده» تناسب معنایی دارد.

برای حفظ قرآن  دست کم به دو چیز نیاز دارید: یکی انگیزه عالی و دیگری هدف متعالی
عوامل مؤثر در حفظ
1. برای حفظ قرآن و ادامه مستمر آن، دست کم به دو چیز نیاز دارید: یکی انگیزه عالی و دیگری هدف متعالی. انگیزه عالی، شما را به شروع کار تشویق می کند و هدف متعالی، شما را به ادامه کار و پایان دادن آن ترغیب می نماید. بنابراین، به انگیزه و هدف خود، برای حفظ قرآن، بیشتر توجه کنید، و پیش از شروع حفظ، به تبیین و تحلیل آن، برای خود، بپردازید تا حفظ قرآن را به پایان برسانید و در میانه راه، از ادامه آن باز نمانید.

2. گوش دادن به نوارهای تلاوت قرآن در زمینه آیات مورد نظر. به طور مثال، دیده یا شنیده اید که برخیها هنگام رانندگی، به نوارهای قرآن گوش داده اند و همه آیات خوانده شده در نوار و یا بسیاری از آنها، حتی به طور ناخواسته، حفظشان شده است و این نشان دهنده اهمیت حفظ قرآن از راه گوش دادن به نوارهای قرآنی است. گفتنی است کسانی که می خواهند افزون بر حافظ قرآن بودن، قاری قرآن نیز باشند، می توانند نوارهای قاریانی را انتخاب نمایند که آیات مورد نظرشان برای حفظ را به سبک مورد نظرشان برای تلاوت خوانده باشند.

3. مدتی است نوارهای صوتی و کاستِ مخصوص حفظ قرآن، با روشهای گونه گون تهیه و تنظیم شده است و در بازار به فروش می رسد و یا در مؤسسات و مراکز آموزش حفظ قرآن دیده می شود.

می توانید از آنها نیز برای حفظ قرآن استفاده کنید. و چنانچه برای شما امکان دارد، بهتر است برای حفظ قرآن، از نوارهای ویدئویی و دیسکهای فشرده رایانه ای (Compact Disk = CD) که به صورتِ «سمعی و بصری: شنیدنی و دیدنی» است، استفاده کنید، زیرا طبق نظر برخی از روان شناسان، حدود 80% یادگیری از طریق «چشم» تحقق می پذیرد.

4. یکی از عوامل مؤثر در حفظ آیات و سوره های قرآن و دلگرم شدن به این کار، آگاهی یافتن از ثواب و پاداشهایی است که در احادیث اسلامیِ ما برای خواندن و حفظ کردن آیات و سوره های قرآن بیان شده است.

5. حفظ آیات قرآنی و فراموش نکردن محفوظات قرآنی، نیازمند، «تکرار» است. بنابراین، از هر فرصتی برای مرور و تمرین مداوم آیات و بازخوانی و بازگویی آنها استفاده کنید و برای تکرار آیات حفظ شده، بیشتر از حفظِ خود آیات، وقت بگذارید.

6. گاه برخی از آیات را با «نوشتن» آنها، بهتر و سریعتر حفظ می کنید تا با «خواندن» آنها؛ البته می توانید آیاتی را که برای حفظ کردن، مثلا بر یک صفحه کاغذ یا مقوا نوشته اید، همراه خود داشته باشید تا در فرصتهای مناسبی که برای حفظ قرآن و مرور آیات الهی به دست می آورید، از آیات نوشته شده بر صفحه کاغذ یا مقوا استفاده کنید. و با توجه به اینکه جایی از بدن شما، مانند دستهایتان، نباید بدون طهارت و وضو به نوشته های قرآن برسد!، می توانید برای رعایت این امر ـ در صورتی که طهارت ندارید ـ صفحه کاغذ یا مقوای مذکور را درون پاکتی پلاستیکی و پاکیزه قرار دهید و یا مقداری از کناره و حاشیه آن را برای در دست گرفتن، سفید بگذارید.

7. همواره به این نکته توجه داشته باشید که چه مقدار از آیه ها و سوره ها و جزءهای قرآن را حفظ کرده اید، نه اینکه چه مقدار را حفظ نکرده اید. و نیز تا کنون چه مدت از وقت خود را برای حفظ قرآن مجید صرف کرده اید، نه اینکه چه مدتِ دیگر تا پایان حفظ قرآن باقی مانده است.

8. شرکت منظم و مداوم در جلسات گروهیِ حفظ و قرائت قرآن هم باعث می شود که شما به حفظ قرآن مُقَیّد شوید و هم موجب می گردد که محفوظات قرآنی دیگران را بشنوید و در نتیجه، به تصحیح و تقویت و دوام محفوظات خود کمک کنید.

حفظ آیات قرآنی و فراموش نکردن محفوظات قرآنی، نیازمند، «تکرار» است
راههای تصحیح محفوظات
1. نواری را تهیه کنید و محفوظات قرآنی خود را در همان حالِ بازگویی و از حفظ خواندن، روی نوار ضبط کنید و سپس دستگاه ضبط صوت را روشن کنید و آن آیاتی را که از حفظ خوانده و بر نوار ضبط کرده اید، با قرآن تطبیق دهید و اشتباهات خویش را تصحیح کنید.

2. کوشش کنید تا آنجا که برای شما امکان دارد، حتما حفظ قرآن را با شرکت در جلسات قرآن و زیر نظر «استاد» نیز انجام دهید؛ استادی که هم حافظ قرآن باشد و هم با تجوید و ترجمه و دستور زبان و شیوه های علمی و عملی حفظ قرآن آشنا و در زمینه های آموزش آن، با تجربه و کلاسیک باشد تا مثلا بتواند ـ علاوه بر تصحیح اشتباهات در حفظ قرآن ـ اشتباهات تجویدی شما را نیز رفع کند.

 

هیچ کس از پیش خود چیزی نشد               هیچ آهن، خنجر تیزی نشد
هیچ قنادی نشد استادکار                          تا که شاگردِ شکرریزی نشد

 

3. در صورتی که بتوانید، چند نفر دوست برای بازگویی و مرور آیات حفظ شده داش ته باشید و در ساعتی معین و مقرر، همدیگر را ببینید، مثلا با یکدیگر قرار بگذارید که روزی یک صفحه از قرآن را خودتان حفظ کنید و ساعت 9 تا 10 صبح روز بعدش را برای بازگویی و مرور آیات حفظ شده و تصحیح اشتباهات آن در نظر بگیرید. سپس در ساعت مذکور و در محلی مناسب حاضر شوید و در ابتدا مثلا شما آیات آن صفحه را برای نفر دوم و سوم، از حفظ بخوانید و بازگو کنید تا اشکالاتی که احیانا در حفظ آیات قرآن داشته اید، به شما تذکر دهند.

آن گاه نفر دوم و سپس نفر سوم نیز همین کار را انجام دهد. با انجام دادن این کار، هر صفحه از قرآن، سه بار تکرار و بازگویی می شود و در تصحیح آیات حفظ شده و ثبات و نگهداری آنها در ذهن و حافظه شما تأثیر مثبت می گذارد. گفتنی است انتخاب دو نفر هم مباحث، به جای یک نفر، برای این است که چنانچه روزی یکی از هم مباحثها ـ به دلیلهایی ـ نتوانست در جلسه مباحثه حفظ قرآن حاضر شود، هم مباحث دیگری حضور داشته باشد و جلسه مباحثه درآن روز، تعطیل نگردد.

روش دیگری که در مباحثه حفظ قرآن وجود دارد این است که اگر مثلا صفحه ای از قرآن دارای 6 آیه است، آیه اول را نفر اول، و آیه دوم را نفر دوم، و آیه سوم را نفر سوم، و دوباره آیه چهارم را نفر اول و آیه پنجم را نفر دوم، و آیه ششم را نفر سوم از حفظ بخواند. و یا دو آیه اول و دوم را نفر اول، و دو آیه سوم و چهارم را نفر دوم، و دو آیه پنجم و ششم را نفر سوم از حفظ بخواند. و یا چون هر صفحه از قرآنهای رسم الخط «عثمان طه» دارای 15 سطر است، 5 سطر اول را نفر اول، 5 سطر دوم را نفر دوم و 5 سطر سوم را نفر سوم از حفظ بخواند؛ ولی نباید از قبل مشخص کنید که چه کسی کدام آیه و یا کدام قسمت از هر صفحه را باید از حفظ بخواند، بلکه در همان جلسه مباحثه حفظ قرآن باید مشخص کنید که چه کسی کدام آیه و یا کدام قسمت از هر صفحه قرآن را از حفظ بخواند. این، بدان جهت است که هر سه نفر مقید شوند تمام صفحه را به طور کامل و از قبل حفظ کنند.

4. در صورتی که نتوانید برای بازگویی و مرور آیاتِ حفظ شده و تصحیح اشتباهات آن، هم مباحثی پیدا کنید، سعی کنید که محفوظات قرآنی خود را نزد شخص دیگری، مانند پدر، مادر، برادر، خواهر، معلم و یا دوستتان که با روخوانی قرآن آشنا باشد، از حفظ بخوانید و بازگو کنید تا اشتباهات

جدیدترین و بهترین روش حفظ قرآن
جدیدترین و بهترین روش حفظ قرآن

 

منبع : بیتوته

فضایل نیکی به والدین : نیکی به پدر و مادر از منظر قرآن کریم

فضایل نیکی به والدین : نیکی به پدر و مادر از منظر قرآن کریم

فضایل نیکی به والدین : نیکی به پدر و مادر از منظر قرآن کریم

فضایل نیکی به والدین

 

در مورد احترام به پدر و مادر در آیات و روایات خیلی سفارش شده است ما در این‌جا فقط به بعضی نكات كه نشان‌دهنده اهمیت احسان به پدر و مادر است اشاره می‌كنیم:

1. نیكی به پدر و مادر در كنار توحید:
«لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»،[1] «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»،[2] «أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»،[3] «وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»،[4] «یا بُنَیَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ».[5]
از این آیات معلوم می‌شود كه عقوق والدین بعد از شرك به خدا در شمار بزرگترین گناهان و یا خود این از بزرگترین آنها است و از آن طرف هم معلوم می‌شود كه واجب‌ترین واجب‌ها احسان به پدر و مادر است.[6]

 

فضایل نیکی به والدین
2. احترام انبیاء نسبت به پدر و مادرشان:
از بعضی آیات این درس مهم را از انبیاء می‌آموزیم خداوند در مورد یحیی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ»[7] و در مورد عیسی می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیًّا»[8] «خداوند مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده است و جبار و شقی قرار نداده است.
در سال‌های آغاز بعثت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود. روزی آن حضرت: فرشی پهن فرموده بود و روی آن نشسته بود كه در این موقع شوهر حلیمه به حضور آن حضرت آمد، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به یاد مهربانی‌های او، برخاست و او را احترام زیادی كرد و گوشه‌ای از فرش خود را گسترد و پدر رضاعی خود را روی آن نشاند طولی نكشید كه مادرش حلیمه وارد شد، حضرت گوشه دیگر فرش را برای او پهن كرد و او را روی آن نشانید و محبت فراوانی به مادر رضاعی خود كرد.[9]

 

فضایل نیکی به والدین
3. سفارش به همه مردم نسبت به تمام پدران و مادران:
در آیات به انسان‌ها سفارش شده است كه نسبت به پدر و مادر احترام و احسان كنند و نگفته است كه ای مسلمان‌ها به پدر و مادر خود احترام كنید «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً».[10]
و از طرف مادران و پدران هم احترام آنها اختصاصی به پدران و مادران مسلمان ندارد بلكه هر كس كه پدر و مادر است باید مورد احترام فرزندان قرار گیرد چون در آیات سخن از «والدین» است بدون هیچ قیدی به ایمان و اسلام.
«وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِی ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً».[11] در این آیه با آن‌كه پدر و مادر كافر هستند و فرزند را دعوت به كفر می‌كنند خداوند فقط در این مورد اجازه عدم اطاعت داده است امّا با این حال می‌فرماید: ولو این‌كه آنها كافرند ولی با آنها در دنیا به طور شایسته‌ای رفتار كن.

 

فضایل نیکی به والدین

4. سفارش به فرزندان شده نه والدین:
در قرآن آیات زیادی تأكید بر رعایت حقوق پدر و مادر آمده است امّا به والدین نسبت به فرزندان سفارش كمتر می‌شود مگر در مورد نهی از كشتن فرزندان كه یك عادت شوم و زشت در عصر جاهلیت بود. این هم به خاطر آن است كه پدر و مادر به حكم عواطف نیرومندشان كمتر ممكن است فرزندان خود را فراموش كنند در حالی كه زیاد اتفاق می‌افتد كه فرزندان پدر و مادر خود را مخصوصاً در دوران پیری فراموش كنند.[12]

فضایل نیکی به والدین

خداوند در سوره اسراء می فرماید: نسبت به پدر و مادر نیكی و احترام و خضوع داشته باشید
5. شكر والدین هم ردیف شكر خدا:
«أَنِ اشْكُرْ لِی وَ لِوالِدَیْكَ»[13] (به او توصیه كردم) كه برای من و پدر و مادرش شكر به جا آور» همان طور كه ملاحظه می‌شود در این آیه خداوند و شكر والدین در یك ردیف قرار گرفته‌اند، لذا امام رضا ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: خدا امر فرموده به شكرگذاری از خودش و برای والدین، پس اگر كسی والدین را شكر نكند خدا را هم نمی‌كند.[14]

 

فضایل نیکی به والدین

6: تواضع و فروتنی نسبت به آنها آشكار باشد:
در آیه «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ»[15] در رابطه با تواضع و فروتنی نسبت به پدر و مادر است. جناح به معنای پر و بال گستران است كه كنایه از مبالعه در تواضع و خضوع زیانی و عملی است مثل جوجه‌ای كه بال و پر خود را باز می‌كند تا مهر و محبت مادر را تحریك كند و او را به فراهم ساختن غذا وادار سازد از این‌كه در این آیه جناح مقید به «ذُل» شده استفاده می‌شود كه انسان باید در معاشرت و گفتگو با پدر و مادرش طوری رفتار كند كه پدر و مادر تواضع و خضوع او را احساس كنند و بفهمند كه او را در برابر آنها خوار می‌كند و نسبت به ایشان محبت و مهر دارد.[16]

 

فضایل نیکی به والدین
یكی از آثار مهم احترام و نیكی كردن به پدر و مادر:
الف) غفران الهی: خداوند در سوره اسراء بعد از آنكه دستور می‌دهد كه نسبت به پدر و مادر نیكی و احترام و خضوع داشته باشید بعد از آن می‌فرماید: «ربكم اعلم بما فی نفوسكم ان تكونوا صالحین فانه كان للاوابین غفورا.»[17]
«خدا به آنچه در دلهای شما است از خود شما آگاهتر است اگر همانا در دل اندیشه صلاح دارید خدا هركه را با نیت پاك به درگاه او تضرع و توبه كند البته خواهد بخشید.»

و یكی از آثار بی‌حرمتی به پدر و مادر گرفتار شدن به عذاب الهی است:
«والذی قال لوالدیه افٍ لكما اتعد اننی ان اخرج و قد خلت القرون من قبلی و هما یستغیثان الله ویلك ءامن ان وعدالله حق فیقول ما هذا الا ساطیر الاولین.»[18]
این آیه در مورد فرزند بی ایمان و حق نشناسی است كه مورد عاق والدین واقع شده است و به پدر و مادر اف گفته و می‌گوید: «آیا به من وعده می‌دهید كه من در روز قیامت مبعوث می‌شوم در حالی كه قبل از من هم اقوامی بودند و مردند و هرگز مبعوث نشدند.» این پدر و مادر مؤمن در مقابل این فرزند تسلیم نمی‌شوند آنها فریاد می زنند و خدا را به یاری می‌طلبند كه وای بر تو ای فرزند ایمان بیاور كه وعده خدا حق است اما او همچنان لجاجت می‌كند و در مقابل پدر و مادر می‌گوید اینها چیزی جز افسانه‌های پیشین نیست.
از این آیه معلوم می‌شود این فرزند كاملا به پدر و مادر بی احترامی كرده و به حرف پدر و مادر گوش نداده بلكه حتی آنها را مسخره هم كرده است سرانجام كار چنین افرادی را در آیه بعد روشن می‌كند و می‌فرماید: اولئك الذین حق علیهم القول فی امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس انهم كانو خاسرین.[19]
آنها كسانی هستند كه عذاب الهی در باره آنها حتمی است و همراه با اقوام كافر از جن و انس كه قبلا از آنها بوده گرفتار مجازات دردناك می‌شوند و اهل دوزخ‌اند.[20]

 

فضایل نیکی به والدین : نیکی به پدر و مادر از منظر قرآن کریم
فضایل نیکی به والدین

================================
پيوست
[1] . سوره بقره، آیه 83.
[2] . سوره نساء، آیه 36.
[3] . سوره انعام، آیه 151.
[4] . سوره اسراء، آیه 23.
[5] . سوره نعمان، آیه 14،13.
[6] . محمّد حسین طباطبایی، المیزان، مترجم سید محمّد باقر موسوی همدانی، (قم، انتشارات اسلامی) ج 7، ص 515.
[7] . سوره مریم، آیه 14.
[8] . سوره مریم، آیه 32.
[9] . محمّد مهدی اشتهاردی، داستان دوستان، (قم، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1369) ج 3، ص 47.
[10] . سوره عنكبوت،‌آیه 8.
[11] . سوره نعمان،‌آیه 15.
[12] . ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، (تهران، دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهاردهم،‌1374)، ج 17، ص 41.
[13] . سوره لقمان، آیه 14.
[14] . محمّدی ری‌شهری، میزان الحكمه، (ناشر مكتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، 1363) ج 10، 709.
[15] . سوره اسراء،‌آیه 24.
[16] . محمّد حسین، طباطبائی، تفسیر المیزان، مترجم سید محمّد باقر موسوی همدانی (قم، انتشارات اسلامی) ج 13، ص 109.
[17] . اسراء 25
[18] . احقاف 17.
[19] . احقاف 18.
[20] . ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه (تهران، دارالكتب الاسلامیه، چاپ دهم 1371)، ج21، ص337.

 

 

منبع : بیتوته

حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

حضرت معصومه(س) در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و ادای رسالت زينبی و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد.
حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است.

بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.
حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.
حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.”آفتاب” سالروز وفات آن حضرت را به تمام عاشقان حضرتش تسلیت می گوید.
حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

احادیثی پیرامون حضرت معصومه(س)
قال الصادق عليه السلام:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم

خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود – زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند.
حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

عن سعد عن الرضا(ع) قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است .

كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد – كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است .
حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧)
امام صادق (ع) كسى كه آن حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست .

امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» (بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦ )
امام صادق (ع) – آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است

جايگاه حضرت معصومه(س)
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:آن حضرت در روايتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢)
حضرت معصومه و از دست دادن پدر در کودکی

«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.

امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد. (زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .)

 

منبع: شهرخبر